دو تلقی از ریاضت نفس: تحلیل تطبیقی مبانی انسانشناختی ابنسینا و ملاصدرا
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه، مؤسسۀ آموزش عالی آل طه، تهران، ایران.
2 دانشآموختۀ سطح چهار حوزۀ علمیۀ قم، قم، ایران.
doi
10.30513/ipd.2026.7699.1668چکیده
ابنسینا و ملاصدرا، هر دو برنامهای منسجم برای ریاضت ارائه میدهند که در ظاهر اهداف مشابهی را دنبال میکند، اما در پسِ این شباهتهای ظاهری، تمایزی بنیادین نهفته است که از اختلاف در مبانی انسانشناسی (جوهر ثابت نفس در برابر وجود سیّال و در حال صیرورت) برمیخیزد. این مقاله با رویکردی تحلیلی-تطبیقی، ابتدا مبانی پنجگانۀ انسانشناسی دو حکیم (خاستگاه نفس، کمال نفس، نقش بدن، مراتب نفس، و رابطه با عقل فعال) را واکاوی کرده و سپس نشان میدهد که این تمایزات چگونه بر آسیبشناسی نفس و تجویز راهکار تأثیر میگذارد. در فلسفۀ سینوی، نفس جوهری ثابت است که بدن را بهعنوان ابزاری موقت به کار میگیرد و مراتب نفس، حالات عارضی آن هستند؛ ازاینرو موانع کمال نفس (بیماریهای نفسانی)، ماهیتی «انفعالی» داشته و به معنای مغلوب شدن و آلودگی این جوهر ثابت در برابر قوای بدنی است. در مقابل، از منظر ملاصدرا نفس محصول حرکت جوهری و حقیقتی در حال صیرورت است؛ لذا موانع کمال در اینجا ماهیتی «فعال و وجودی» مییابند که همان اشتداد و تثبیت نفس در مراتب نازله و حیوانی است. این تفاوت مبنایی سبب میشود اهداف سهگانۀ ریاضت (تخلیه، تحلیه، و تلطیف سرّ) در حکمت متعالیه تبیینی وجودشناختی بیابند و از یک برنامۀ پالایشی به ابزاری برای تکامل جوهری تبدیل شوند. ریاضت در نگاه ابنسینا یک فرایند روانی برای تصفیۀ جوهر ثابت نفس است، اما در نگاه ملاصدرا، حرکتی هستیشناختی و وجودی برای شکوفایی و اشتداد نفس در مسیر اتحاد با عقل و عالم قدس است.