تحول مفهوم قدرت خدا و دلایل اثبات آن در کلام امامیه از آغاز تا مکتب بغداد
نویسندگان
1 استادیار، گروه الهیات تطبیقی، پژوهشکدۀ الهیات و خانواده، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، اصفهان، ایران.
doi
10.30513/ipd.2026.7735.1671چکیده
برخلاف اوصافی چون علم و ارادۀ الهی که زوایای گوناگون آنها موضوع بسیاری از تحقیقات فلسفی و کلامی بوده است، صفت قدرت خدا و جنبههای مختلفِ آن کمتر مورد توجّه محقّقان قرار گرفته است. پژوهش حاضر با تتبّع در آثار متکلّمان برجستۀ متقدّم امامیّه، دیدگاهها و استدلالهای آنان را در باب قدرت الهی بررسی میکند. این تحقیق بیانگر آن است که تفسیر و استدلالهای محدث-متکلمانِ پیرو مکتب کلام نقلی دربارۀ قدرت خدا با آنچه متکلّمان عقلگرایِ مکتب بغداد در این خصوص بیان کردهاند، تفاوت چشمگیری دارد. شیخ کلینی و شیخ صدوق ابراز داشتهاند که باید از قدرت الهی معنا و تفسیری سلبی ارائه کرد و ضدّ آن را از ذات خدا نفی نمود. بنابراین قادر بودن خداوند، به معنای «عاجز و ناتوان نبودن» اوست. در مقابل، متکلّمان مکتب بغداد تفسیری ایجابی از قدرت خدا را برگزیده و تصریح کردهاند که قادر بودن خدا به این معناست که صدور افعال و انجام کارها برای او ممکن است. از نظر این متکلّمان، یگانه راه اثبات قدرت خدا استناد به افعال اوست. بر این اساس، آنان برای اثبات قادریّت خدا استدلالی از نوع قیاس غائب به شاهد ارائه کردهاند. جستار پیشِرو با انجام مطالعهای تاریخی - توصیفی در آثار حدیثی و کلامیِ بازماندۀ از قرون چهارم و پنجم هجری، گزارشی تاریخی از رویکردهای متفاوت متکلّمان امامی در چگونگی تبیین و اثبات قدرت الهی فراهم میآورد و بدینسان تصویری روشنتر از روند تحوّل مباحث مربوط به قدرت الهی در ادوار متقدّم کلام امامی ارائه میکند.