تحلیل کارکرد زمان روایت در رمان شهری که زیر درختان سدر مُرد بر اساس نظریه ژرار ژنت
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد، زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران
doi
10.22126/rp.2025.11866.2081چکیده
خسرو حمزوی از نویسندگان معاصر فارسی در رمان «شهری که زیر درختان سدر مُرد» با برجستهسازی مفهوم زمان و مکان، اثری چندپهلو خلق نموده است. زمان و مکان (زمینه) در آثار خسرو حمزوی، بهخصوص در رمان شهری که زیر درختان سدر مرد، نقش مهمی در فرایند خلق معنا در روایت ایفا کرده است. حال مسئلۀ اساسیای که پیکرۀ پژوهش حاضر را تشکیل میدهد، این است که، شگردهای خلق، پرورش و بازخورد مفهوم زمان در این رمان کدماند؟ بر همین اساس برای واکاوی این مسئله به نظریۀ زمان در روایت متمسک شدیم و به روش توصیفی- تحلیلی و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای، آرای ژرار ژنت را جهت واکاوی شگردهای زمانی روایت در این رمان به کار بستیم. یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد که، نویسنده با مبهم-نمایی دو عنصر زمان و مکان اثری رمزی- فلسفی خلق نموده است و بیشترین شگردهای زمانی آن «مکث توصیفی و گذشتهنگری» است و نوع روایت آن برحسب زمان از نوع روایتهای متعاقب است. در نوع روایت خطی، راوی الگویی از وقایع را از ابتدا تا انتهای رمان بدون وقفه ادامه میدهد در حالی که در نوع روایت لایهای، راوی بر دو عنصر شخصیت و رویداد تأکید میکند و همزمان، با جابجایی اپیزودهای داستان و با فلشبک به گذشته و آینده، حلقۀ روایی داستان را به آرامی گسترش میدهد.