سیر تحول دیونگاری در نگارگری ایرانی با تأکید بر شاهنامه نگاری از دوره ایلخانی تا پایان دوره قاجار

نویسندگان

1 کارشناس ارشد نقاشی، موسسه آموزش عالی فردوس، شهر مشهد

2 استادیار دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر، تهران

doi
10.22070/negareh.2020.5558.2516
چکیده

دیوان به‌عنوان موجوداتی اهریمنی در بسیاری از داستان‌های شاهنامه نقش‌آفرینی می‌کنند. بر همین اساس تحلیل دیونگاری‌ها درگذر زمان می‌تواند موجبات شناخت شرایط فرهنگی‌ هنری دوره‌های تاریخی مختلف و مکاتب نگارگری را فراهم آورد. این مقاله باهدف شناخت سیر تاریخی و تحلیلی مفهوم و نقش دیو در ادبیات و شاهنامه و پیرو آن در شاهنامه نگاری در پی پاسخ به این سؤالات است: 1. در یک سیر تاریخی، نگاره دیو در شاهنامه‌نگاری‌ها در تقابل با نقش آن در ادبیات دچار چه تحولاتی شده است؟ 2. ویژگی‌های فرمی و بصری نقش‌مایه دیو در نگاره‌های شاهنامه چیست؟ روش تحقیق، توصیفی و تحلیلی بوده و روش جمع‌آوری داده‌ها، کتابخانه‌ای است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد دیونگاری، با تکرار سنت‌های بصری نگارگران دارای هویت خاص گردید. صفات ظاهری چون شکل دست‌وپا، نحوه‌ی پوشش دیو، نوع زیورآلات و به‌کارگیری ترکیبات نیمه انسانی نیمه حیوانی در شکل جمجمه و سیمای دیو به‌صورت اشتراکاتی تکرارشونده درآمده و درگذر زمان ویژگی‌های دیوان را در نگاره‌های شاهنامه تا حدی به هم نزدیک کرده است. از سویی نگارگران در کنار پایبندی به خصوصیات دیوان در متن شاهنامه و همین‌طور روایات شفاهی موجود، در مواردی سنت نگارگری و خلاقیت هنری را مقدم‌تر دانسته‌اند. همچنین صفات منفی چون خشونت و پلیدی دیو با بهره‌گیری از اجزاء حیوانات درنده مانند شیر یا گربه‌سانان و سگ‌سانان ایجادشده‌اند و به‌کارگیری ویژگی‌های انسانی در دیوان را می‌توان در جهت القاء صفات مثبت دیوان، مانند معلم، موسیقیدان بودن و فرماندهی دانست.