تأملات علّامه ملاعبدالله یزدی در مسئلۀ تشکیک

نویسندگان

1 استادیار، گروه فلسفۀ اسلامی، مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران، تهران، ایران.

doi
10.30513/ipd.2025.7515.1650
چکیده

مسئلۀ «تشکیک» از بنیادی‌ترین مباحث فلسفۀ اسلامی است که نقش تعیین‌کننده‌ای در تکوین حکمت متعالیه و گذار از اصالت ماهیت به اصالت وجود داشته است. این مفهوم در مدرسۀ شیراز و در میان فیلسوفانی چون جلال‌الدین دوانی، غیاث‌الدین دشتکی و علامه ملاعبدالله یزدی، محور تأملات دقیق و مناظرات عمیق حِکمی بوده است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی–تحلیلی و بر اساس مطالعۀ رسالۀ التشکیک ملاعبدالله یزدی و حواشی او بر شرح تجرید قوشچی، به بررسی سیر تحول دیدگاه وی از گرایش به اصالت ماهیت تا تأکید نهایی بر اصالت وجود می‌پردازد. روش پژوهش، تحلیل متنی تطبیقی بر اساس مقایسۀ آرای دوانی، دشتکی و یزدی، همراه با استخراج دیدگاه نهایی یزدی در حاشیه‌های فلسفی و منطقی اوست. یافته‌ها نشان می‌دهد که ملاعبدالله ابتدا با استاد خود غیاث‌الدین دشتکی در پذیرش تشکیک در ماهیات همسو است، اما در تأملات نهایی، با صراحت، وجود را اصیل، و ماهیت را اعتباری دانسته و قلمرو تشکیک را منحصر در حقیقت خارجی وجود می‌داند. این تغییر نگرش زمینه‌ساز اتصال حلقه‌های فکری مدرسۀ شیراز به مبانی حکمت متعالیۀ صدرایی است. در نتیجه، می‌توان نظریۀ یزدی را یکی از حلقه‌های تکاملی در گذار فلسفۀ اسلامی از تشکیک مفهومی به تشکیک وجودی دانست؛ حلقه‌ای که نقش آن در پیوند اندیشه‌های مکتب شیراز با مکتب اصفهان و تکون فلسفۀ ملاصدرا بنیادین است.