نقد قابلیت ادراک در هوش مصنوعی (AI) بر اساس نظریۀ اتحاد عالم و معلوم در حکمت متعالیه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ علوم انسانی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران.

2 استادیار، گروه الهیات و معارف اسلامی، دانشکدۀ علوم انسانی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران.

3 استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشگاه علوم پزشکی شاهرود، شاهرود، ایران.

doi
10.30513/ipd.2025.7009.1617
چکیده

مسئلۀ قابلیت ادراک در هوش مصنوعی (AI) یکی از چالش‌های بنیادین در تقاطع فلسفۀ ذهن و فنّاوری شناختی نوین است. این مقاله در پی نقد مبنای علم در سامانه‌های هوش مصنوعی بر پایۀ نظریۀ اتحاد عالم و معلوم در حکمت متعالیه است. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-مقایسه‌ای و با تکیه بر مبانی فلسفۀ اسلامی، به بررسی مفهومی و انتقادی ماهیت علم در هوش مصنوعی و مقایسۀ آن با معرفت حضوری در حکمت صدرایی می‌پردازد. در نظریۀ اتحاد عالم و معلوم، علم نحوی از وجود است که مستلزم فاعلیت، تجرد نفس و حضور معلوم نزد عالم است، درحالی‌که هوش مصنوعی فقط داده‌ها را بدون آگاهی یا ادراک حضوری پردازش می‌کند. این تمایز نه‌تنها علم در AI را فاقد بنیاد وجودی و به‌منزلۀ شبه‌ادراک نشان می‌دهد، بلکه پیامدهایی معرفت‌شناختی و اخلاقی دارد. با توجه به تحلیل ارائه‌شده، سامانه‌های هوشمند ماشینی به دلیل نداشتن علم حضوری، فاقد ویژگی‌هایی چون نیت، قصد، و مسئولیت‌پذیری اخلاقی‌اند. بنابراین، مفاهیمی فقهی چون قصد و تعمد نیز که مبتنی بر فاعلیت آگاهانه‌اند، در مورد AI مصداق ندارند و نمی‌توان احکام انسانی را بر آن‌ها بار کرد.