نوگرایی نگارگری در گفتمانهای اجتماعی ایران معاصر با تمرکز بر رویکرد تحلیل گفتمان «ارنست لاکلا وشانتال موفه»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر دانشکده هنر دانشگاه الزهرا.
2 دانشیار گروه پژوهش هنردانشکده هنر دانشگاه الزهرا
3 استادیار گروه پژوهش هنر دانشگاه هنر تهران
doi
10.22070/negareh.2021.13669.2662چکیده
نگارگری ایران، هنری سنتی با قدمتی دیرین شناختهشده که همواره متناسب با سنتها و در بستر تحولات فرهنگی جامعه عصر خویش شکلگرفته است. ازاینرو در هر دوره تاریخی نوگراییهایی نسبت به دورههای پیشین مشاهده میگردد. نگارگری همانند دیگر هنرها در جامعه امروز ایران تنها با ترسیم فضای یکپارچهای از حاکمیت یک اندیشه مواجه نیست. مقاله پیش رو باهدف تحلیل تحولات گفتمانی در ایجاد نوگرایی در نگارگری معاصر ایران سعی در پاسخگویی به این پرسش دارد که «در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی چه خوانش متفاوتی از نوگرایی در نگارگری معاصر ایران نمایان شده است؟» پژوهش پیش رو این فرضیه را دنبال میکند که نوگرایی در نگارگری در رقابت و منازعه با گفتمانهای رقیب شکلگرفته است. با بهرهگیری از رویکرد تحلیل گفتمان[i] «ارنست لاکلا وشانتال موفه» نشان داده خواهد شد که در این منازعه چگونه برخی از دالهای مرکزی[ii] برجسته و برخی به حاشیه راندهشده است و درنهایت صورتبندی گفتمانی آن ارائه میگردد. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی با بررسی اسناد کتابخانهای و میدانی با ابزار فیش و تصویربرداری به گردآوری دادهها پرداخته است. نمونههای موردبررسی از میان نگارگریهای معاصر بعد از دوره مشروطه (1285-1398 ه.ش) به روش انتخابی گزینششدهاند. نتایج پژوهش نشان میدهد نیروهای مولد مرتبط با دالهای مرکزی تداوم سنت در گفتمان «سنت-گرای متجدد»، بازگشت به سنت در گفتمان «تجدد سنت-گرا»، خوانش ایدئولوژیک از سنت در گفتمان «سنت-گرایی ایدئولوژیک» و سنتگرایی بیرون از متن سنت در گفتمان «واگرایی سنت» منجر به نوگرایی در نگارگری معاصر میگردد.[i] - Discourseanalysis[ii] - Nodal Point