تحلیل بیش متنی روابط دین و اسطوره در نقاشی شکار بهرام گور
نویسندگان
1 دانشیار گروه نمایش، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران
2 دانشجوی مقطع دکترای تخصصی، گروه مطالعات تحلیلی و تطبیقی هنر اسلامی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران
3 استاد گروه ارتباط تصویری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران،
4 عضو هیات علمی و مدیر گروه دکترای پژوهش هنر در دانشگاه هنرو ریاست هیئت ممیزه دانشگاه هنر علمی و کاربردی تهران
doi
10.22070/negareh.2022.15862.2978چکیده
نقوش «شکار بهرام گور» دارای مضامین و جوهره «دینی» و «اسطورهای» در «نقاشی ایرانی» است و علیرغم وجود پژوهشهای متعدد در خصوص نقاشیهای مرتبط با شکارگری بهرام گور، آثار یادشده تاکنون از دریچه امکان بازنمایی مفاهیم دینی و باورهای اسطورهای کمتر موردتوجه و بررسی قرارگرفتهاند. هدف از انجام پژوهش حاضر، پر کردن خلأ مطالعاتی موجود و فهم چیستی و چگونگی روابط دین و اسطوره با آثار نقاشی منتخب است. پرسشهای پژوهش عبارتاند از 1. شکل روابط ممکن در «مفاهیم دینی و باورهای اسطورهای» بهعنوان پیش متن، با «نقوش شکار بهرام گور» در «نقاشی ایرانی» بهعنوان «متنهای نهایی» چگونه است؟ 2. کدامیک از پیش متنهای ممکن، دینی و یا اسطورهای تأثیرات و جایگاه مهمتری در شکلگیری و غنای درونمایه آثار نقاشی با موضوع شکارگری بهرام گور داشتهاند؟ در این پژوهش با تکیهبر روش توصیفی و با استفاده از رویکرد «بیش متنیت»، صرفاً به تحلیل جایگاه موارد «دین و اسطوره» در محتوای آثار منتخب پرداختهشده است. همچنین گردآوری دادهها با استفاده از مطالعات کتابخانهای، اسنادی و نیز مطالعه بصری آثار نقاشی منتخب، صورت گرفته است. ترکیب هفت اثر منتخب، شامل دو اثر برگرفته از شاهنامه فردوسی، دو اثر برگرفته از هفتپیکر نظامی، یک اثر از تاریخ بلعمی، یک اثر از کلیات امیر علیشیر نوایی و یک اثر با منبع نامشخص است. بررسیها نشان داد دین و اسطوره در یک رابطه مؤثر «بیش متنی»، شکلگیری نقوش اولیه شکارگری بهرام گور در دوره ساسانی و سپس بازتولید و تداوم حضور این نقوش در نقاشی ایرانی را در پی داشتهاند. در این حالت در بستر روابط بیش متنی و بینامتنی، شرایط موجود به سمت دگرگونگی (تغییر) در پیش متنهای دینی و اسطورهای متمایل بوده است. همچنین دین در مفاهیم و کلیات و اسطوره در صورت و جزئیات آثار نقاشی و در مواردی با همپوشانی، موجبات ارتقاء کیفی آثار را فراهم ساختهاند.