تحلیل تطبیقی دال و مدلول؛ از قرارداد سوسور تا دیفرانس دریدا و نظریۀ وحدت در کثرت حکمت متعالیه صدرایی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

doi
10.30513/ipd.2025.7280.1638
چکیده

مسئلۀ معنا و نسبت آن با صورت‌های بیانی، از دیرباز در کانون مباحث فلسفی و زبان‌شناختی قرار داشته است. زبان‌شناسان تاکنون از منظر فلسفۀ غرب به بررسی زبان و مسائل زبانی پرداخته‌اند؛ اما تاکنون از منظر حکمت متعالیه به این موضوع پرداخته نشده است. این پژوهش با روش‌شناسی توصیفی‎-‎تحلیلی و مطالعۀ متون بنیادین زبان‌شناختی و فلسفی (حِکمی) به واکاوی تطبیقی سه رویکرد سوسوری، دریدایی و حکمت متعالیه می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که رویکرد حکمی با تبیین مدلول واحد و تجلیات متکثر آن در قالب دال‌های گوناگون، چارچوبی منسجم‌تر برای فهم نظام نشانه‌ها ارائه می‌دهد؛ امری که در نظریات سوسور و دریدا به‎تنهایی قابل توضیح نیست. این چارچوب نظری، با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، الگویی نوین در زبان‌شناسی ارائه می‏کند که هم استمرار معنا و هم تنوع صورت‌های بیانی آن را تبیین می‌نماید. دستاورد اصلی این پژوهش، طرح نظریه‌ای در زبان‌شناسی مبتنی بر حکمت متعالیه است که قابلیت کاربست در مطالعات زبان و علوم انسانی را دارد.