تحلیل انتقادی نظریۀ سارتر دربارۀ فطرت و تبیین دیدگاه قرآنی
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ قرآن و حدیث، دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی، تهران، ایران.
3 استادیار، گروه فلسفه و عرفان اسلامی، دانشکدۀ ادیان و معارف اسلامی، دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.30513/ipd.2026.7583.1659چکیده
مسئلۀ سرشت انسان یکی از بنیادیترین مباحث در حوزۀ انسانشناسی و علوم انسانی است. ژان پل سارتر، در چارچوب اگزیستانسیالیسم الحادی، هرگونه ماهیت ثابت برای انسان را نفی و بر خودآفرینی و اختیار مطلق انسان تأکید میورزد. هدف پژوهش حاضر، تحلیل عقلانی و نقد دیدگاه سارتر دربارۀ «انکار سرشت انسانی» و تبیین پیامدهای آن بر اساس مبانی انسانشناسی اسلامی است. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری کتابخانهای دادهها به بررسی چالشهای این رویکرد در حوزههای معرفتشناسی، اخلاق و هستیشناسی میپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که انکار سرشت انسان، با مبانی انسانشناسی اسلامی در تضاد است و با واقعیتهای روانشناختی و جامعهشناختی ناسازگار است و با چالشهای جدی در حوزههای معرفتشناسی، اخلاق، انسانشناسی و هستیشناسی مواجه است. همچنین نفی سرشت انسانی پیامدهای منفی همچون پوچگرایی، اضطراب وجودی و نسبیگرایی اخلاقی را در پی خواهد داشت و منجر به تقلیل کمال انسانی و نادیده گرفتن ابعاد معنوی وجود انسان خواهد شد. در مقابل، انسانشناسی اسلامی با تکیه بر مفهوم «فطرت»، ضمن صیانت از آزادی انسان، چارچوبی غایتمند برای تبیین گرایشهای ذاتی بشر ارائه میدهد که مانع بحران معنا و نسبیگرایی اخلاقی شده و زمینهای برای بومیسازی علوم انسانی فراهم میسازد.