تحلیل نحوۀ بازنمایی عناصر گروتسکی در رمان‌های تصویر دختری در آخرین لحظه و خفاش شب از سیامک گلشیری

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

2 کارشناسی ارشد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
10.22126/rp.2023.8179.1645
چکیده

گروتسک مکتب یا صنعت ادبی است که به بیان نابه‌هنجاری‌های جامعه به شکلی واقع‌گرا و افراطی می­پردازد. ناهنجاری، نامفهومی، مسخ­شدگی، طنز و ترس برجسته­ترین ویژگی­های متن گروتسکی است که می­تواند در واقعیت­های تلخ و ناخوشایند موجود در جامعۀ نویسنده ریشه داشته باشد. با بررسی نحوۀ بازنمایی این ویژگی‌ها در متون ادبی می­توان به شناخت بهتر و دقیق­تر از جامعه و حقایق ناهنجار پنهان در آن دست یافت. سیامک گلشیری، نویسندۀ معاصر، با سبک گروتسکی آثار خود به بیان چالش­ها و نابه‌هنجاری‌های اجتماعی عصر حاضر می­پردازد. در این مقاله با روش کیفی و کمی به تحلیل نحوۀ عملکرد ویژگی­های گروتسکی در دو اثر گلشیری، تصویر دختری در آخرین لحظه و خفاش شب، بررسی تفاوت­ها و شباهت­های ویژگی­های این دو اثر و معانی ضمنی این مؤلفه­ها پرداخته می­شود. ­از جمله نتایج این مقاله آن است که در آثار گلشیری ویژگی‌های گروتسکی مانند «ترس و وحشت»، «نیشخند و طنز آمیخته به اندوه و هراس»، «وجود تناقض در شخصیت­ها»، «دشنام­گویی»، «غافلگیری»، «گفتگو با اجساد»، «استفاده از صداهای موهوم»، «ناهنجاری و انزجار»، در بسامدی بالا در هر دو متن به­چشم­می­خورد. نگرش برآمده از تحلیل آثار گلشیری به مفهوم گروتسک یادآور دیدگاه منفی کایزر است که به بازنمایی تجربة ناخوشایند و هراسناک و عناصر منفی می­پردازد.