بررسی مقایسهای سفر قهرمانی شخصیت در رمانس نل و دمن و رمان سال بلوا با تکیه بر الگوی بیداری قهرمان درون
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات روایی، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه کوثر بجنورد، بجنورد، ایران.
doi
10.22126/rp.2023.9089.1774چکیده
پژوهشِ حاضر مبتنی بر الگوی پیرسون-کی مار و نظریۀ سفر قهرمان قصد دارد تا سیر سفر قهرمان و شکوه و اضمحلال آن را به گونهای تطبیقی در رمانس نل و دمن فیضی دکنی و رمان سال بلوا عباس معروفی بررسی نماید. قهرمان اصلی داستان، کنشهای متعددی از قبیل تغییردهنده، نگهدارنده، محافظتکننده، بهبوددهنده، تخریبکننده، حمایتکننده و مانعشونده را برعهده دارد. این کنشها در ژانر ادبی رمانس و رمان، دارای کارکردهای متفاوت و متنوعی هستند و قهرمان در بستر آن در طبقۀ کنشگر غایتمند یا نه- غایتمند و یا کنشگر استعلایی یا اضمحلالی قرار می گیرد. از این روی، هدف پژوهشِ پیشروی این است که چگونگی سیر سفر قهرمان و کیفیت بیداری و کارکردهای آن را با روش تحلیل مقایسه ای در دو ژانر رمانس و رمان با بررسی موردی دو اثر مزبور مورد بررسی و تحلیل قرار دهد و الگوی سیر شخصیتی این دو نوع قهرمان را بازنمایی کند. نتیجۀ پژوهش نشان میدهد قهرمان در رمانس نل و دمن، نقش فاعل کنشگر را عهدهدار است. نل قهرمانی است که طی سفر و تجارب کافی و به پشتوانۀ کنشگران یاریگر و با غلبه بر کنشگران بازدارنده و موانع مسیر هدفش از مرحله تشرّف گذر می کند و با دستیابی به حاکمیت، به استعلا و شکوهمندی می رسد و بالعکس در رمان سال بلوا نوشا به عنوان کنشگری انتزاعی یا فاعل غیر کنشگر، به قهرمانی منفعل مبدل میشود که با تسلیم در برابر تقدیر، وضعیت خود را می پذیرد و سیری اضمحلالی دارد. پژوهشِ حاضر نشان میدهد این دو گونه ژانر در تقابل با یکدیگر الگویی استعلایی- اضمحلالی را نمایش می دهند.