بررسی ساختار روایی رمان حماسی آشیانه عقاب بر اساس نظریة تودوروف
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
doi
10.22126/rp.2023.8629.1724چکیده
نویسندگان رمانهای تاریخی و حماسی همواره از انواع شگردهای روایت بهره جستهاند. زینالعابدین مؤتمن (1293ه.ش)، از جملة این نویسندگان است که رمان آشیانة عقاب، مهمترین اثر وی است و وقایع آن مربوط به دوران حکومت سلجوقیان است. در این رمان موضوعات تاریخی و حماسی با لحن انتقادی چنان در هم آمیختهاند که نمونة مقبول هنر داستاننویسی به وجود آمده است. تجلّی روح ملی، نمایندة عقاید مردم بودن قهرمان، وجود قدرت فردی شکست ناپذیر و هم مرزی با تاریخ، از جمله عناصر حماسهاند که در این داستان حضور دارند. در این جستار توصیفی- تحلیلی، رمان آشیانه عقاب بر پایة نظریة تودوروف در چهار بخش: پیرفت، گزاره، اپیزود و وجوه روایتی مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که اغلب پیشرفتهای این رمان از نوع زنجیرهای است و اغلب گزارههای فعلی در آن برجسته است. در این رمان اپیزودهای روایی متعادل بیشترین نمود را دارد. وجه الزامی و تمنایی در میان دیگر وجوه، جایگاهی خاص دارد و شالوده و اساس پیکربندی روایت را تشکیل می دهد و ساختار روایی این رمان با نظریه تودوروف کاملاً منطبق است.