تأثیر عکاسی بر تحولات بصری آثار لاکی در دوره قاجار (با تأکید بر قلمداننگاری و چهرهپردازی)
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی گروه پژوهش هنر دانشکده هنر و معماری دانشگاه سیستان و بلوچستان
2 دکتری هنر اسلامی، دانشکدة هنر، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22070/negareh.2021.13716.2668چکیده
عکاسی، اندکی پس از اروپا، به ایرانِ عصر قاجار راه یافت و با وجود آنکه ابتدا در خدمت دربار و ثبت وقایع رسمی بود، به تدریج وجههٔ عمومی و هنری نیز پیدا کرد. این رسانه در آن زمان برای هنرمندانی که با شیوههای نوین نقاشیِ غربی آشنا شده بودند، ابزاری کارآمد در جهت تصویرگریهای واقعگرایانه و الگویی مناسب برای ثبت عین به عین عناصر و جزئیات در نقاشی محسوب میشد. با اینکه تأثیرات عکاسی را اغلب بر حوزهٔ رنگ روغن یا آبرنگ میدانند، در این بین سایر رسانههای بصری از جمله لاکیکاری و قلمداننگاری هم متأثر از این پدیده بوده است. در این پژوهش که با هدفِ شناختِ اثرات عکس و عکاسی بر تحولات تصویریِ آثار لاکی انجام گرفته، سعی شده است به این پرسشها پاسخ داده شود: 1- دامنهٔ تاثیر عکاسی بر هنرهای بصری و چهرهنگاری در عصر قاجار تا چه حد بوده؟ و 2- کیفیت این اثرگذاری بر آثار لاکی، خصوصا قلمدانها، چگونه است؟ در این نوشتار، روش تحقیق از نوع تاریخی و توصیفی-تحلیلی، و شیوهٔ گردآوری اطلاعات، کتابخانهای بوده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که عکاسی با تأثیر مستقیم بر حیطهٔ تصویرگری و به خصوص چهرهنگاری، در وهلهٔ نخست بر نقاشی و به موازات آن بر سایر رسانههای تصویری عصر قاجار، از جمله آثار لاکی و علیالخصوص قلمدانها، ظاهر شده است. قلمداننگاران و مصوران مصنوعات لاکی از عکس به دو صورت بهره میگرفتند: نخست به صورت گرتهبرداری دقیق و ترسیم عین به عین، و دوم به روش سادهتر و مهیّاترِ چسباندن عکس در زیر سطح لاک در قالب عکسبرگردان. قلمدانهای چهرهپرداز قاجاری اغلب حاوی تکچهرهٔ شاهان، رجال، درباریان و صاحبمنصبان و زنان بودهاند و در ساختار بصری و ترکیببندیشان اصولا قاب بیضیشکل مرکزی با الگوی غربی و ابعادی بزرگتر از قاببندهای مجاور، محل ترسیم پیکرهای واقعگرایانه، آن هم در هیئتی رسمی و با ترکیب عمودی بوده است.