بازکاوی خاستگاه انصاف در فلسفۀ اخلاق اسلامی؛ تحلیل محتوای کیفی روایات

نویسندگان

1 استادیار، گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.

doi
10.30513/ipd.2025.7181.1624
چکیده

انصاف از پربسامدترین واژه‌های کلام بشری و از مفاهیم اساسی فلسفی، حقوقی و اخلاقی است. با وجود کنکاش اندیشمندان علوم مختلف دربارۀ انصاف، هنوز برخی زوایای آن مبهم است یا به‌درستی تبیین نشده است. پژوهش حاضر بر پایۀ داده‌های کتابخانه‌ای و به روش تحلیل محتوای کیفی روایات، در پی پاسخ به این پرسش اساسی در حوزۀ فلسفۀ اخلاق است که خاستگاه انصاف چیست؟ تا از رهگذر آن برای تحقق انصاف و آثار مثبت آن همچون سعادت و اعتلای فرد و جامعه، شایسته‌سالاری در انتخاب و انتصاب افراد، رفع شبهۀ ذهنی و پیش‌گیری از داوری‌های نادرست زمینه‌سازی کند. از ظاهر برخی روایات دربارۀ چیستی خاستگاه انصاف، دو پاسخ شرع یا عقل برداشت می‌شود. اما بررسی مجموع روایات و توجه به قواعد حل تعارض همچون نوع دلالت و رابطۀ دوسویه میان عقل و شرع نشان می‌دهد انصاف از برترین فضائل اخلاقی درونی و حق‌محورِ برخاسته از عقل است و ایمان از مهم‌ترین محرک‌های آن به شمار می‌آید. همچنین اشاره به ضرورت عقلی انصاف در سخن برخی اندیشمندان و سرچشمه ‌گرفتن بیشتر عوامل برانگیزاننده به انصاف مانند بیزاری از بدی، خیرخواهی و جوانمردی، یا بازدارنده از آن مانند خشم، پستی و ناتوانی، از عقل این نتیجه را تأیید و تقویت می‌کند. بنابراین انصاف در حوزۀ اخلاق اسلامی، امضایی است نه تأسیسی و تنها ویژۀ دیندارها نیست و افراد بی‌دین نیز می‌توانند منصف باشند.