ارزیابی دیدگاه علامه طباطبایی دربارۀ شبهۀ هیوم در منشأ تصور علیت

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشیار، گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.30513/ipd.2025.6839.1598
چکیده

دیوید هیوم در بحث علیت به جست‌وجوی انطباعی پرداخت که منشأ تصور علیت باشد. او علیت را به مجاورت و تعاقب دو پدیده فروکاست و ضرورتی را که تا پیش از این بین علت و معلول تصور می‌شد انکار کرد و آن را به انس و عادت ذهنی انسان تقلیل داد. از سوی دیگر، علامه طباطبایی حقیقت علیت را فراتر از صرف مجاورت و توالی بین دو شیء می‌داند. علیت در نگاه او به معنای وابستگی و اتکای معلول به علت است. علامه طباطبایی علت و معلول را جزء معقولات ثانیۀ فلسفی می‌داند که به چنگ حواس نمی‌آیند، بلکه عقل آن‌ها را درک می‌کند. ابتکار علامه طباطبایی در این زمینه این است که نحوۀ پدید آمدن معقولات ثانیۀ فلسفی را از طریق علم حضوری تبیین می‌کند و به این ترتیب، مبنایی را برای تصور علت و معلول ارائه می‌کند. در پژوهش حاضر ابتدا دیدگاه هیوم و علامه طباطبایی به شیوۀ تحلیلی به گام‌های روشن‌تر و بسیط‌تری تجزیه شده است، سپس با رویکرد تطبیقی، نقاط مشترک و همچنین نقاط مورد اختلاف دو دیدگاه روشن می‌گردد.