مقایسۀ دستگاههای معرفتشناسی با محک روششناسی در برنامهریزی فضایی
نویسندگان
1 دانشیار جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 استاد جغرافیا سیاسی، دانشکد علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامهریزی آمایش سرزمین، دانشکدۀ علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22111/gdij.2020.5470چکیده
موضوع این مقاله، مطالعه معرفتشناسی دستگاههای برنامهریزی فضایی (عقلانیت کلاسیک، نسبیگرایی پستمدرن و عقلانیت کثرتگرا- انتقادی) است. هدف این مقاله تبیین عقلانیت کثرتگرا- انتقادی در برنامهریزی فضایی است که برای رسیدن به این هدف ابتدا لازم است، جایگاه و نسبت عقلانیت در برنامهریزی فضایی مورد واکاوی قرار گیرد. سپس سه رویکرد معرفت شناختی برنامهریزی فضایی عقلانیت کلاسیک، نسبیگرایی پستمدرن و عقلانیت کثرتگرا- انتقادی مورد تحلیل انتقادی و مقایسه تطبیقی قرار گرفتهاند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که مفهوم عقلانیت در برنامهریزی فضایی گستردهتر از معنای دکارتی آن است و نسبیگرایان پستمدرن، عقلانیت کلاسیک را به کل عقلانیت نسبت میدهند. همچنین تعارضات معرفتی موجود در نسبیگرایی پستمدرن، برنامهریزی فضایی را از ماهیت جمعی، عملی و واقعگرای خود دور میکند. در مقابل رویکرد عقلانیت کثرتگرا- انتقادی است که توانسته است ضعفهای عقلانیت کلاسیک را رفع کند و به انتقادات نسبیگرایی پستمدرن نسبت به عقلانیت پاسخ دهد. این رویکرد معرفتی معتقد است که عقلانیت نوین مبتنی بر ظرفیت استدلالی و فراگیر است که امکان پذیرش و گردهمآوردن اندیشهها، اهداف و ارزشهای متفاوت ذینفعان برنامهریزی فضایی در سطوح مختلف فضایی فراهم میکند. تمامی این فرایند، در چارچوب یک فضای باز و دموکراتیک صورت میگیرد که میتواند ذینفعان برنامهریزی را متقاعد کند که پیرامون منفعت عمومی به یک توافق آگاهانه برسند.