نقد دیاسپورایی رمان چه کسی باور می کند رستم روح انگیز شریفیان

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
10.22126/rp.2024.9945.1909
چکیده

نقد دیاسپورایی رویکردی ادبی در حوزۀ مطالعات فرهنگی است که به بررسی آثار فرهنگی دوران پسااستعماری می‌پردازد، دورانی که کشورهای مستعمره استقلال خود را بازیافتند و نویسندگان نوشتن تاریخ، خاطرات و فرهنگ بومی خود را بهترین راه مبارزه قلمداد و از قالب داستان و رمان برای بیان دغدغۀ مهاجران در سرزمین میزبان استفاده کردند، نوشتار حاضر در پی آن است به شیوه­ای توصیفی- تحلیلی و با استفاده از تحلیل محتوایی، نگرانی ­های بازتاب یافتۀ مهاجران در رمان چه کسی باور می­کند رستم  اثر روح  ­انگیز شریفیان را بررسی نماید و به این سؤال­ها پاسخ دهد که نویسنده برای بیان اندیشۀ خود در مورد مهاجرت از کدام مؤلفه­های دیاسپورا در متن بهره برده است؟ و تا چه اندازه عنوان و اسامی شخصیت­های داستانی با درونمایۀ اثر (دیاسپور) تناسب دارد؟ نتایج به دست آمده نشان می­دهد سوژه با وجود سپری کردن سی­سال از عمر خود در غربت، نتوانسته از سرگشتگی و حیرانی، حس غربت، گرفتار شدن در چنگال دو قطبی‌های گسترده نظیر این­جا و آن­جا، گذشته و آینده، دیروز و امروز، زادگاه و سرزمین بیگانه، زبان مادری و زبان دیگری، رهایی پیدا کند و به گونه­ای آشکار مفاهیم دیاسپورا از جمله: غم غربت، بحران روحی، تفاوت فرهنگی و نوستالژی و...در تمام رمان قابل ‌مشاهده است.