تناسب مضمون و زمان در «زمان‌ساخت» روایی

نویسندگان

1 استادیار، زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی ره، قزوین، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد، زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی ره، قزوین، ایران.

3 استادیار، زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی ره، قزوین، ایران.

doi
10.22126/rp.2023.9224.1790
چکیده

دیدگاه پژوهش حاضر نگاهی دیگر به مفهوم زمان در ادبیات و هدف آن مطالعه و تبیین روساخت و ژرف ساخت روایت‌های داستانی با تمسک به عنصر «زمانْ­ ساخت» است. نگارنده بر این باور است که علاوه بر زمان حادثه و  زمان روایت، زمان سومی نیز -با تکیه بر فضا، حادثه و مضمون- در داستان وجود دارد که حاصل عجین­ شدگی حادثه با زمان رخداد آن در بیرون داستان است؛ به طوری که گاه نویسنده با ظرافت بین حوادث تلخ در زمستان یا شب و خوشی‌ها در بهار یا روشنایی روز ارتباط برقرار کرده و این تلفیق- که البته صور گوناگونی دارد-به «زمانْ­ ساخت» تعبیر می‌‌گردد. آنچه اساس پژوهش حاضر را تشکیل می‌دهد، چگونگی تولید معنا بر اثر این دگردیسی زمانی مبتنی بر فضا و حادثه و عجین‌شدگی آن با زمان طبیعت در ادبیات داستانی است و نگارنده کوشیده است با ذکر شواهد محدود (اما دقیق)، ضمن تحلیل ابعاد «زمانْ­ ساخت» در روایت‌ها، فرایند تولید معنا را مورد تبیین قرار دهد. نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که، تناسب مضمون و زمان در ادبیات داستانی منجر به ساختارهای روایی چهارگانه‌ای می‌شود که در فرایند خلق معنا دخیل هستند.