تعمیم احساسات ثابت در نظریۀ اعتباریات علامه به اقتضائات ذاتی اشیاء و ربط هست‌ها به بایدها

نویسندگان

1 استادیار، گروه فلسفۀ اسلامی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران.

doi
10.30513/ipd.2025.7188.1625
چکیده

مسئلۀ ارتباط اعتباریات با واقعیت و ربط هست‌ها به بایدها از مهم ترین و مشکل‌ترین مباحث علوم تحلیلی است. طرح و تبیین ادراکات اعتباری و نحوۀ پیدایش آن‌ها، توسط علامه طباطبایی نقطۀ عطفی در این حوزه محسوب می‌شود. از طرفی، ابتنای اعتبارات بر ادراکات و احساسات انسانی در نظریۀ ایشان، منشأ طرح مسائل مناقشه‌آمیز در اطلاق و نسبیت این اعتبارات شده است. سؤال تحقیق این است که آیا می‌توان با طرح پیوند میان اعتبارات و اقتضائات ذاتی اشیا، و تقویت مبنای علامه، تقریری از این بحث ارائه کرد که در مواجهه با اشکالات موفقیت بیشتری داشته باشد؟ به نظر می‌رسد حسب ظاهر  تعبیر علامه، اگرچه اعتبارهایی چون وجوب و باید و خوبی و بدی برخاسته از نیازها و احساسات متغیر است، اما برخلاف برخی برداشت‌ها، در نظر ایشان این امور، اعتبار محض و نسبی نبوده و ریشه در نیازها و ساختمان تکوینی انسان و احساسات ثابت او دارند. در این مقاله به روش تحلیلی به مسئلۀ اعتباریات از دیدگاه علامه و جهت پیوند آن با واقع پرداخته و با ارجاع منشأ اعتبار به اقتضائات ذاتی، تلاش شده است مبنای علامه مورد تأکید و تقویت قرار گیرد و ربط اعتبار به واقع و هست به باید به‌نحو ذاتی تبیین گردد.