کاشینگارهای از عصر قاجار؛ سندی بر تحکیم اقتدار ملی ایران در عرصه بینالملل(موجود در موزه ویکتوریا و آلبرت لندن)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد هنر اسلامی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس
2 عضو هیأت علمی گروه باستان شناسی، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری
3 عضو هیأت علمی گروه هنر اسلامی، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22070/negareh.2021.14641.2795چکیده
اقتدار ملی گونهای قدرت مشروع و ناظر به مجموع توانمندیهای یک ملت است که بخش عظیمی از اعتبار و هویت خویش را در فرهنگ آنها و به واسطه مکانیسمهای متعدد همچون هنر حاصل میکند. زیرا هنر اگرچه در سوی ظاهریاش مبتنی بر عناصر زیباییشناختی، نوعی لذت خوشایند دیداری فراهم مینماید. لیکن در سوی پنهان و در لایههای معنایی عمیقتر این قابلیت را دارد تا حامل پیام و اندیشهای گردد. همانند کاشینگارهای از عصر قاجار که هنرمندش، علیمحمد اصفهانی به دلیل شرایط خاص تولید سفارشی و متناسب با تحولات همان اوان، آن را سرشار از آرایههای تزئینی و نگارههای روایتگر میکند تا در چینشهای بصری متوالی، بیانگر اقتدار ملی ایران در عرصه بینالملل باشد. برایناساس، هدف پژوهش حاضر آنست تا با تحلیل این کاشینگاره در بُعد ارتباط با سیاست موضوع مورد مطالعه و در مقطعی تاریخی، تجربهای واقعبینانه از نقش مکانیسمی هنری در تحکیم و توسعه اقتدار ملی ارائه دهد. همچنین بدین سؤال پاسخ دهد که: این اثر در لایههای محتوایی آرایهها و نگارههایش به چه نحوی و با چه مشخصههایی خلق گردیده تا به مثابه سندی بصری، چنین بار معنایی را بازنمایاند؟ بررسیها به روش نقد شمایلشناختی، با استناد به منابع کتابخانهای- الکترونیکی و تحلیلهای کیفی انجام پذیرفت تا نحوه معنادهی به نگارههای میز کاشی تبیین گردد. نتایج نشان میدهند که هنرمند نخست جهت بسترسازی اثرش آگاهانه دست به گزینش داستانها و تمثال شخصیتهایی زده که دارای بار نمادینی از مؤلفههای هویتی ایران بودهاند. سپس درصدد برآمده تا این مؤلفهها اعم از تاریخ، جغرافیا، میراث نهاد دولت و میراث فرهنگی و علمی را که هریک جزئی از تعلقات پایدار و غنی این سرزمین هستند بر قواعد و اصول تجسمی بنشاند و آنها را با استفاده از گونهای رنگگذاری، چهرهپردازی، پرسپکتیو مقامی و نشانههای فرمی و پوششی مطرح گرداند. چنانکه در کل تعمیمدهنده اقتدار ملی به فراسوی مرزهای ایران باشند.