تحلیل «سعادت» از دیدگاه کندی، زکریای رازی و فارابی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری فلسفه و کلام اسلامی، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.30513/ipd.2025.6882.1600چکیده
کمالگرایی یکی از سنتهای تاریخ فلسفه است که نخستین شواهد آن را در یونان باستان میتوان مشاهده کرد. این سنت گستردۀ فلسفی تا مکاتب فلسفی مدرن نیز ادامه داشته و فلسفۀ اسلامی نیز از آن مستثنا نیست. کم انسان به سعادت نهایی او میداند. با توجه به مغفول ماندن این جنبه در پژوهشالگرایی، استکمال نفس را هدف نهایی فلسفه به شمار میآورد و فلسفه را راهی برای نیلهای تاریخ فلسفۀ اسلامی، نوشتار حاضر به دنبال بررسی این مسئلۀ اصلی است که سعادت از دیدگاه کندی، زکریا رازی و فارابی چه معنا و چه لوازمی دارد. مسئلۀ فرعی این پژوهش آن است که از دیدگاه این سه فیلسوف، اگر نفس به سعادت نهایی خود نرسد، چه سرنوشتی در انتظار او خواهد بود. اینها سه فیلسوف نخست جهان اسلامی به شمار میآیند و علیرغم اختلافات قابل توجهی که با یکدیگر دارند، در این ویژگی مشترکاند که تحت تأثیر جریان سینوی قرار نگرفتهاند. مفروض نگارندگان آن است که نیکبختی و شقاوت از دیدگاه سه فیلسوف مورد نظر در نهایت در جهان پس از مرگ تحقق پیدا میکند. با این حال، این فیلسوفان به علت اختلاف مبانی، تفاوت-های جدی و عمیقی در زمینۀ سعادت و شقاوت با یکدیگر دارند. با بهرهگیری از روش تحلیل انتقادی و تحلیل توصیفی، نوشتار حاضر نشان داده است که این فیلسوفان دیدگاههای متنوعی هم در مورد معنای سعادت و هم در خصوص لوازم عدم نیل به سعادت دارند.