چشمانداز سنجش تفکر محاسباتی در دوره ابتدایی: مروری نقادانه بر ابزارها و روندهای پژوهشی
نویسندگان
1 گروه روان شناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 گروه آموزش ریاضی، دانشکده ریاضی و کامپیوتر، دانشگاه شهید باهنرکرمان ، کرمان، ایران
3 دانشیار گروه روان شناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
doi
10.22034/jiera.2026.551273.3385چکیده
هدف: تفکر محاسباتی یک شایستگی کلیدی در آموزش ابتدایی است، اما سنجش معتبر آن با چالشهای مفهومی و روانسنجی جدی مواجه است. این پژوهش با ارائه یک تحلیل تشخیصی، فراتر از طبقهبندی صرف ابزارها رفته و با رویکردی دوگانه به این حوزه میپردازد: نخست، ترسیم نقشه علمی از طریق تحلیل علمسنجی؛ و دوم، ارزیابی نقادانه ابزارهای سنجش موجود.روش: در این مرور نقادانه نظاممند (PRISMA 2020) که پایگاههای Scopus و Google Scholar را (۲۰۰۶-۲۰۲۵) پوشش داد، ۴۵ مقاله واجد شرایط شناسایی شد. تحلیلها در دو فاز انجام گرفت: ۱) تحلیل علمسنجی با نرمافزارهای R و VOSviewer برای ترسیم ساختار مفهومی حوزه، و ۲) تحلیل نقادانه کیفی ۸ ابزار کلیدی از منظر مبانی نظری و ویژگیهای روانسنجی.یافتهها: تحلیل علمسنجی، میدانی با رشد سریع اما نامتوازن را آشکار ساخت. نقشه همرخدادی کلیدواژهها نشان داد که تمرکز شدید بر «کاربردها و ابزارهای برنامهنویسی» با غفلت از مفاهیم کلیدی سنجش مانند «روایی» و «انصاف» همراه است. این شکاف در ابزارها به سه محدودیت اصلی منجر شده است: ۱) ضعف روانسنجی ناشی از اتکا بر معیارهای سنتی (آلفای کرونباخ) و غفلت از استانداردهای مدرن (شاخص امگا)؛ ۲) محدودیت مفهومی با تمرکز بر دانش الگوریتمی و نادیده گرفتن مهارتهای فرایندی (اشکالزدایی) و نگرشی (پشتکار)؛ و ۳) خلأ ابزاری برای دانشآموزان دوره دوم ابتدایی.نتیجهگیری: یافتهها نشان میدهد هیچ ابزار واحدی برای ارزیابی جامع تفکر محاسباتی کافی نیست. بلوغ این حوزه مستلزم گذار به استانداردهای روانسنجی مدرن، طراحی و بومیسازی آزمونها برای دانشآموزان ایرانی، و توسعه چارچوبهای ارزیابی ترکیبی (تلفیق آزمونهای استاندارد و سنجش عملکردی) است.