روایتشناسی قصّه و افسانههای عامۀ مردم اصفهان براساس نظریۀ کنشی گریماس
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران.
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران.
3 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران.
doi
10.22126/rp.2024.10149.1904چکیده
یکی از زمینههای موفقیّت ساختارگرایی، روایتشناسی بوده است که به مطالعۀ ماهیّت، صورت و کارکردهای هر روایتی میپردازد. گریماس به عنوان یکی از روایتشناسان ساختارگرا، نظریهاش را به منظور دست یافتن به ساختار کلی روایت مطرح کرد و توانست بعد از بررسی معنایی ساخت جمله به دستور زبان روایت دست یابد؛ بنابراین الگوی کنشی وی در ساختار تمام روایتها کارایی دارد. این پژوهش سعی بر آن دارد، با استفاده از منابع کتابخانهای، بهصورت توصیفی- تحلیلی و روش تحلیل روایتی، به روایتشناسی قصّه و افسانههای عامۀ مردم اصفهان براساس الگوی کنشی گریماس بپردازد. نتایج این پژوهش نشاندهندۀ حضور کنشگر فاعل، مفعول یا بازدارنده در تمام روایتها، وجود کنشگر گیرنده، فرستنده و یاریدهنده در اغلب روایتها، یکسان بودن دو عامل فاعل و گیرنده در بیشتر افسانهها و بیانگر اهمیّت فاعل و مفعول بهمنزلۀ دو کنشگر اصلی و بنیادی روایتهاست؛ بنابراین این جستار علمی گویای آن است که قصّه و افسانههای عامۀ مردم اصفهان علاوهبر داشتن ساختار و انسجام روایتی، بهگونهای علمی و ارزشمند قابلیّت و کاربرد بررسی با نظریۀ کنشی گریماس را دارد.