تحلیل تطبیقی دو بازآفرینی از روایت کیمیاخاتون بر پایۀ نظریة اقتباس «لیندا هاچن»
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
4 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران
doi
10.22126/rp.2022.7476.1523چکیده
دادوستد متون ادبی با یکدیگر امری آشکارا و رایج است و شاید هیچ اثری را نتوان یافت که به کلی برکنار از نفوذ آثار دیگر باشد. از دیرباز تاکنون نظریات بسیاری مبتنی بر اقتباس و ارتباط میان متون ارائه شده است که یکی از تازهترین آنها «نظریۀ اقتباس لیندا هاچن است». هاچن با به چالش کشیدن نظریات تحقیرکننده و منفی دربارۀ اقتباس و گسترش وسیعتر مفهوم آن در قالب سه نگرش عمدۀ تغییر، آفرینش و دریافت، پرسشهایی را مطرح میکند که پرتوی تازه بر فهم ما از مفهوم اقتباس میافکند. او با طرح پرسشهایی ساده اما مهم و جستجو برای پاسخگویی بدانها، به شیوۀ ساختارگرایی، متغیرهای اصلیای را که باعث تفاوت اقتباسهای انجام شده از یک منبع اصلی میشوند، روشن میکند. در این مقاله دو اثر، از دو نویسندۀ زن، با نامهای کیمیاخاتون اثر سعیده قدس و کیمیاخاتون دختر رومی اثر موریل مائوفروی که هر دو به زندگی کیمیا، از پروردگان حرم مولانا، عارف نامدار قرن هفتم پرداختهاند، برمبنای نظریۀ اقتباس هاچن واکاوی شدهاند. در این پژوهش، به روش تحلیلی و تطبیقی ابتدا هر رمان بر مبنای پرسشهای هاچن واکاوی شده و سپس نتایج مقایسه شدهاند. نتیجۀ تحقیق نشان میدهد که بر مبنای پرسشهای این نظریهپرداز، هر نویسنده با هدف، نگرش، سبک و زمینۀ تاریخی و فرهنگی خاص خود به روایت اصلی نگریسته و این تفاوت به ویژه در قسمت پاسخ به سوالات بنیادی هاچن در نظریۀ اقتباس؛ یعنی چه چیز؟ چه کسی؟ چرا؟ چگونه؟ چه زمانی و کجا؟ مشهود است و همین تفاوتها سبب آفرینش اقتباسهای متفاوت و مستقل از سوی دو نویسنده شده است.