تقویت ظرفیت یادگیری زبان به کمک رایانه با پیچ و تاب زیست محیطی: تأثیر یک تکلیف مبتنی بر رویکرد زبان شناسی زیست محیطی به کمک فناوری در تقویت دیدگاه های پایدار زیست محیطی در بین فراگیران زبان انگلیسی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات زبانهای خارجی ، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 گروه زبان و ادبیات زبانهای خارجی ، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 گروه زبان و ادبیات زبانهای خارجی ، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 گروه زبان و ادبیات زبانهای خارجی ، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22061/tej.2024.10257.2980چکیده
پیشینه و اهداف: در پاسخ به اهمیت روزافزون آموزش های زیست محیطی پایدار، چشم انداز های آموزشی دستخوش دگرگونی های سریعی می شود و فرصت های جدیدی را برای کلاس های درس زبان های خارجی ارائه می کند تا نقشی متمایز در آشنا کردن زبان آموزان با مفاهیم و اصول اساسی سواد زیست محیطی ایفا کنند. این پژوهش با بهره گیری از مقیاس توسعه یافته جدید ارزشیابی یادگیری زبان به کمک کامپیوتردر زبان شناسی زیست محیطی، با هدف بررسی و پیاده سازی این مقیاس و تأثیر متقابل آن با زبان و با تکیه بریک تکلیف درسی مبتنی بر زبان شناسی زیست شناختی که تعامل بین زبان زیست شناختی و فناوری را نشان میدهد، صورت گرفته است. ملاحظات آموزشی معلمان شرکت کننده و هدف آنها از تشویق جنبههای عاملیت فراگیران در پرورش دیدگاههای زیست شناختی، جنبههای محتوایی و توانایی دانش زیست محیطی آن ها را نشان میدهد.روشها: یک طرح تحقیقی ترکیبی توضیحی متوالی برای پیادهسازی دیدگاه یادگیری زبان به کمک رایانه در زبان شناسی زیست محیطی برای ارتقاء سواد زیست محیطی در بین زبانآموزان اتخاذ شد. دو کلاس خارج از طرح کنترل شامل 30 دانشجو ی زبان انگلیسی به طور تصادفی به بررسی اجرای خرده مقیاس ها اختصاص داده شدند. برای تجزیه و تحلیل داده های کمی از آزمون تی زوجی استفاده شد. به عنوان بخشی از اجرای زبان شناسی زیست محیطی و تجزیه و تحلیل دادههای کیفی، به شرکتکنندگان یک تکلیف آموزشی مبتنی بر مفاهیم زیست محیطی به کمک فناوری محول شد که در آن دانشجویان در مورد مفاهیم اساسی حوزههای خرده مقیاس سواد زیستمحیطی آگاهی یافتند. همچنین برای به دست آوردن یک دیدگاه قویتر از دیدگاه های زیست محیطی, تجزیه و تحلیل موضوعی از شرکت کنندگان به عمل آمد.یافتهها: نتایج مطالعه تأثیر قابلتوجه و مثبتی بر دیدگاههای زیستمحیطی دانشجویان نشان داد، کماینکه تحلیل دقیق دادههای کمی و بازتاب تحلیل موضوعی شرکتکنندگان نیز حاکی ازین مسئله بود. اجرای موفقیتآمیز خرده مقیاسهای زیستمحیطی و تکلیف محوردر زبانشناسی به طور قابلتوجهی دیدگاههای زیستمحیطی دانشجویان را تقویت کرد و همزمان درک آنها را از مفاهیم پیچیده اکولوژیکی افزایش داد. نتایج این گزاره اثبات میکند که ادغام ابعاد زبانشناسی زیست محیطی در آموزش های مبتنی بر فناوری ظرفیت امیدوارکننده ای برای پرورش سواد زیست محیطی در بین زبان آموزان است.نتیجهگیری: این تحقیق بیانگر نیاز مبرم به مفهومسازی مجدد و حل چالشهای زیست محیطی میباشد و بیانگر چارچوب فلسفی مثبت و عملی سنت گرایی در جریان اصلی تحقیقات, میباشد. اهمیت ادغام متفکرانه فناوریهای مناسب در محیطهای فراگیری زبان برای غنیسازی تجربیات یادگیری دانشجویان و انگیزه آنان, همسو با علایق فردی شان میشود . لذا این مطالعه بیانگر اهمیت کاربرد تکنیکهای ارزشیابی عملی برای ارزیابی سواد زیست محیطی دانشجویان میباشد. نتایج این مطالعه، پذیرش یک استراتژی زیستبعدی را که نگرانیهای مربوط به نوسانات زیستگاه انسانی و افزایش ظرفیتهای اکوسیستم از طریق ادغام مفاهیم فنی، روششناسی و زبانشناسی است را هماهنگ, تسهیل و حمایت میکند. تکنیک های تجزیه و تحلیل این رویکرد ابزارهای قابل اجرای جهانی جهت تلاشهای بشردوستانه از طریق فناوری به ما ارائه میدهد. تکنیک های تجزیه و تحلیل این رویکرد، ابزارهای قابل اجرای جهانی و دیدگاه های ارزشمندی را جهت تلاشهای بشردوستانه از طریق فناوری به ما ارائه می کند تا درک ما از سواد زیست محیطی افزایش یابد و در نتیجه، کارایی فرآیندهای تصمیمگیری ما در تقویت بینش مان از تلاشهای تحولآفرین در حوزههای طراحی برنامه درسی و سیاست گذاری تقویت می شود. بررسی چندین محدودیت قابل توجه در این مطالعه اهمیت دارد. در ابتدا، این تحقیق نتوانست نتایج بالقوه دیگر سازهها را در خرده مقیاسهای زبان شناسی زیست محیطی تأیید کند. ثانیاً، تحقیق در مورد سواد زیست محیطی شرکت کنندگان از محدوده قلمرو مطالعاتی فراتر نرفت. علیرغم محدودیتها، یافتههای این مطالعه و روششناسی، درک ما را از سواد زیست محیطی به افق های جدیدی سوق داده است. لذا، اقدامات بیشتر برای تقویت فرآیندهای تصمیم گیری در مورد طراحی برنامه درسی و ضرورت تدوین سیاستهای مناسب احساس میشود. این مطالعه کاربردهای قابل توجهی برای آموزش و دانشگاه دارد که شامل افزایش سواد زیست محیطی در بین دانشجویان و پرورش یک رویکرد جامع برای فراگیری زبان است. تحقیقات بیشتری برای بررسی ترجیحات آموزشی مربیان، تنظیم متغیرها و در بر گرفتن حجم نمونه گسترده تر ضروری است. مربیان تشویق میشوند تا آموزشهای دانشجو محور و نوآورانه را اتخاذ کنند و همچنین به منظور اطمینان از دسترسی عادلانه به منابع فناوری، تلاش نمایند.