مقایسه کمال نهایی انسان از منظر راجرز و ملاصدرا
نویسندگان
1 نویسنده مسئول، استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشکدۀ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 استادیار، گروه آموزش الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
3 استادیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران
doi
10.30513/ipd.2025.6634.1577چکیده
در مقالۀ حاضر با روش تحلیل محتوای کیفی و شیوۀ فلسفی، بهویژه فلسفۀ تطبیقی، تحلیل شده که از منظر ملاصدرا و راجرز، بهعنوان اندیشمند مکتب روانشناسی کمال، انسانهای رشدیافته دارای چه ویژگیهایی هستند. همچنین در تفکر این دو اندیشمند، چه نقاط اشتراک و افتراقی وجود دارد و در نکات افتراق، چگونه میتوان دیدگاههای یکی از این دو اندیشمند را تحلیل و نقد نمود؟ بنا بر نتایج این تحقیق، حرکت آگاهانه و همراه با پذیرش بهسمت بودن، گشودگی در برابر تجربه، دوری از نقاب، شکوفایی استعدادها، دستیابی به اعتدال درونی و رهایی از خودحقیرپنداری، ازجمله ویژگیهای انسان تحققیافته در نگاه راجرز هستند. نگاه از منظر یک روانشناس مثبتاندیش و مبانیای مانند پذیرش اگزیستانسیالیسم، کلگرایی، اختیار و کرامت درونی انسان، ازجمله مهمترین بنیانهای تأثیرگذار در این نوع تفکر راجرز محسوب میشوند. در مقابل، صدرا با رویکرد یک فیلسوف حکمت متعالیه به معرفی انسان کامل پرداخته و ویژگیهایی مانند دستیابی به مقام خلیفةاللهی، دستیابی به مراتب بالای عقل نظری، اتحاد با عقل فعال و بهرهمندی از توانایی ریاست مدینۀ فاضله را مهمترین ویژگیهای این نوع انسان معرفی مینماید. پذیرش اصالت وجود، حرکت جوهری، تشکیک در وجود و وحدت نفس و قوا، مهمترین مبانی تأثیرگذار بر این نگاه صدرا هستند.