بررسی مولفۀ زمانی «تکرار» از دیدگاه ژنت در داستان دختر شکسته بند اثر امی تن

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان‌های خارجی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه زبان‌های خارجی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران.

3 استادیار، گروه زبان‌های خارجی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، ایران.

doi
10.22126/rp.2023.8556.1705
چکیده

در نظریۀ ژنت، تکرار به عنوان تکنیک داستان‌های پیشرو پدید آمد که در آن، روایت از رویدادهایی است که متناوباً رخ می‌دهند. فکر و رفتار مداوم تأثیر بسیار زیادی بر شخصیت‌های یک داستان دارند که به آن‌ها در رسیدن به هدف­شان کمک می‌کنند. اهمیت تکرار در کنشی است که راوی از آن برای رسیدن به هدف مشخصی در داستان بهره می‌جوید. میک بال تکرار را به عنوان بازگویی متفاوت رویدادهای متناوب می‌داندکه شباهت‌ها را نشان می‌دهد. در داستان دختر شکسته‌بند، راوی سوم شخص اطلاع می‌دهد که روت به عنوان نوۀ خانواده، علاقه به نوشتن زندگینامه‌اش دارد. او نوشتن را از مادرش، و او آن را از مادرش یاد گرفته است. بنابراین، نوشتن زندگی‌نامه، تکرار عمدۀ این داستان است که از مادر بزرگ به مادر و سپس به نوه انتقال یافته است. در درون این تکرار، تکرارهای دیگری وجود دارند که شکل کلی داستان را درست می‌کنند.  پژوهش حاضر قصد دارد اهمیت این تکرارها را بررسی نماید که چگونه به شخصیت‌ها در درک موقعیت­شان کمک می‌کنند. هم­چنین پژوهشگر تلاش می‌کند شالودۀ داستان را مورد بررسی قرار دهد تا  با در نظر گرفتن نظریۀ روایت ژنت و میک بال به این سوال که چرا تکرار در این داستان اهمیت دارد، پاسخ دهد.

کلیدواژه‌ها