بررسی قصهپردازیِ تفسیر سورآبادی، از راه تطبیق آن با دیگر تفاسیر کهن و اندیشههای کرامی
نویسندگان
1 استادیار، گروه فرهنگ و معارف اسلامی، دانشکدۀ آموزشهای عمومی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سلمان فارسی کازرون، کازرون، ایران.
doi
10.22126/rp.2023.8373.1681چکیده
جدا از آثار داستانپرداز متعارف و مشهورِ نظم و نثر همچون شاهنامه و مرزباننامه، «تفاسیر قرآنِ کهن فارسی» نیز وجه قصهپردازانۀ شایستۀ تحقیقی دارند؛ پژوهشِ حاضر گامی است در این مسیر. پرسش اصلی پژوهش این است که سورآبادی در تفسیر خویش به چه شیوهها و شگردهایی در روایت و نقل قصص انبیاء توجه داشتهاست و این شیوهها چه نسبتی با روش مفسّران شاخص کهن دارد. پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با ابزار کتابخانه و سندکاوی انجام یافتهاست. نتایج مطالعه نشان میدهد که این تفسیر بازگویِ صِرف روایتهای دینی نیست، بلکه شیوۀ سورآبادی توجه به ادبیّت زبان و پرداخت هنری و ذوقی نقل قصص است؛ آنقدر که درخشانترین شیوۀ نگاه هنری و جمالشناسانه را به الاهیات اسلامی میتوان در لابهلای قصص این تفسیر به شکل مستمر و فراگیر مشاهده کرد. تفکر عرفانی در این تفسیر برجسته بوده و در شیوۀ قصهپردازیِ آن نیز مؤثر واقع شده است. از جملۀ مهمترین ویژگی قصهگویی او میتوان به «تجسّمبخشی» به حوادث و جزئیات روایات، «گفتگومحوری» در نقل قصه، «ذکر جزئیات» در توصیف، «پیرنگ شاعرانه»، «توجه به خاصیت رمزی اعداد» و... اشاره کرد. برای نشاندادن شیوه و شگرد موفق قصهپردازی، کاربستِ عناصر روایی و ذکر جزئیات در این تفسیر با متون تفسیری دیگر مقایسه و تحلیل شده است.