تحلیل روابط بینامتنی در نمایشنامۀ «بازی آخر» خداداد رضایی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی‌ارشد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ولی‌عصر (عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران.

2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ولی‌عصر (عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران.

3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ولی‌عصر (عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران.

doi
10.22126/rp.2023.8857.1739
چکیده

بینامتنیت از اصطلاحات مهم نقد ادبی محسوب می‌‌شود که به بررسی رابطۀ متون ادبی در دامنۀ‌‌ سبک‌‌ها و مکتب‌‌های مشترک و گاه متفاوت می‌‌پردازد. براساس نظریه بینامتنیت، اثر هنری به صورتی آشکار از هنرها یا آثار هنری دیگر بهره می‌‌گیرد و چون سخن از متن ادبی مطرح باشد، بر اساس این نظریه معنای خود را از رابطه‌‌اش با متن‌‌های دیگر به دست می‌‌آورد. مطالعات بینامتنی که از رویکردهای جدید در عرصه نقد ادبی است، چگونگی و چرایی تأثیرپذیری متون از یک­دیگر را بررسی می‌کند. نتایج حاصل از مطالعات بینامتنی در شناسایی آبشخورهای فکری، فرهنگی و ادبی متون نقشی کلیدی دارد و پیشینۀ آثار امروزی را مشخّص می‌کند. یکی از نویسندگان برجستۀ‌‌ این حوزه، ژرار ژنت است که با تعمق در آراء نظریه‌‌پردازان پیش از خود به تولید نظریۀ ترامتنیت موفق گردید. خداداد رضایی، نمایشنامه‌‌نویس و کارگردان ایرانی، در نمایشنامۀ بازی آخر ارجاع‌‌های چندگانه‌‌ای به متون کلاسیک و معاصر دارد که خوانش بینامتنی را برای منتقد متنش ساده می‌‌کند. در پژوهش حاضر به روش توصیفی‌‌ـ‌‌تحلیلی و با تکیه بر داده‌‌های کتابخانه‌‌ای، این نمایشنامه را از رهیافت مهم بینامتنیت (نظرگاه ژرار ژنت) بررسی و خواننده را با دیدگاه‌‌های مختلف مطرح شده در نظریۀ بینامتنیت بیش­تر آشنا می‌‌کنیم. سؤال اصلی مطرح شده در این مقاله آن است که فهم تأثیرپذیری نمایشنامۀ بازی آخر از متن‌‌های پیش از خود، چه کمکی به فهم معنای این اثر خواهد کرد؟ بر اساس نتایج این پژوهش، متن مورد مطالعه با چهار متن دیگر؛ یعنی «مکبث» از ویلیام شکسپیر، «داستان حضرت ایوب(ع)»، «بار دیگر شهری که دوست می‌‌داشتم» اثر نادر ابراهیمی و افسانه‌‌ «هزار و یک شب»، پیوندی نزدیک دارد. این امر از رهیافت حوزه‌‌ بینامتنیت که پساساختارگرایانه به شمار می‌‌‌آید، محقق می‌‌شود. یکی دیگر از نتایج مورد توجه تحقیق، این است که رضایی، نویسنده‌‌ «بازی آخر» با نقل‌قول از متون متقدم و ارجاع و تلمیح به این متون، از ظرفیت‌‌های عمیق معنایی آن‌‌ها بهره جسته و با این تکنیک، ایجاز را در نگارش متن خود رعایت کرده است.