بررسی انتقادی نظریۀ تطابق معارف برهان و عرفان با قرآن (نقد و بررسی نظریۀ حکمت متعالیه در روش کشف معارف دینی)

نویسندگان

1 نویسنده مسئول، دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران

2 دانش‌آموختۀ سطح پنج جامعة المصطفی العالمیة. قم، ایران

doi
10.30513/ipd.2025.6809.1596
چکیده

تعیین و تبیین روش کشف معارف دینی و شیوۀ ارزیابی آن‌ها از مسائل مهم دین‌شناسی است. در این باره این سئوال مطرح است که آِیا معارف بشری غیردینی در فهم و کشف معارف دینی نقش دارد یا خیر. در پاسخ به این مسئله ازسوی دانشمندان اسلامی دیدگاه‌های گوناگون پدید آمده است. بر اساس برخی دیدگاه‌ها، معارف بشری هیچ نقشی در کشف معارف دینی ندارند و طبق دیدگاهی دیگر، همۀ معارف بشری در این باره موثرند. دیدگاه دیگری نیز بر تباین و جدایی معارف دینی از فلسفه و عرفان تأکید دارد. یکی از دیدگاه‌هایی که در پاسخ به این مسئله طرفداران زیادی پیدا کرده است، دیدگاه حکمت متعالیه است. طبق این دیدگاه نه‌تنها فلسفه و عرفان که از علوم بشری به شمار می‌آید در کشف معارف دینی نقش دارد، بلکه برهان (فلسفه)، عرفان و قرآن یکی بوده و محتوای فلسفه و عرفان با محتوای قرآن کریم انطباق دارند. در این نوشتار با روش توصیفی‌تحلیلی این دیدگاه از جهات مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.