عنصر پیرنگ در ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی و وامق و عذرای نامی

نویسندگان

1 دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

doi
10.22126/rp.2023.7683.1584
چکیده

منظومه­های غنایی گذشته از ظرفیت­های ادبی و زبانی، از نظر ساختار داستانی نیز قابل تحقیق و بررسی هستند. در این پژوهش عنصر پیرنگ به عنوان یکی از اساسی­ترین عناصر داستانی که سایر عناصر به وسیله آن نظام می­یابند، در دو منظومه ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی و وامق و عذرای نامی اصفهانی تحلیل و بررسی می­شود. علت انتخاب این دو اثر یکی وجود بن­مایه­های مشترک آن­ها بود و دیگر این­که ویس و رامین یکی از اولین منظومه­های غنایی ادب فارسی است و وامق و عذرای نامی در واپسین دوره­های ادب کلاسیک فارسی منظوم شده است. بررسی پیرنگ در در آثار مذکور می­تواند سیر تحول توجه به عناصر داستانی در منظومه­های غنایی را نشان دهد. هم­چنین این پژوهش نشان خواهد داد که این دو منظومه از لحاظ ساختار پیرنگ چه تفاوت­ها و شباهت­هایی دارند و ساختار نظام­مند پیرنگ چه تأثیری در اعتلای یک اثر دارد. شروع اکثر حوادث این دو منظومه شبیه به هم است، وصف شخصیت­ها، فضا و رخداد آغازگر حوادث است. کشمکش­ها نیز  به دلیل غنایی بودن آثار، اغلب عاطفی هستند و آن­جا که کشمکش­های فیزیکی رخ می­دهد، عناصر حماسی غالب می­شود. اما اثر گرگانی با این­که از اولین منظومه­های داستانی در ادب فارسی است و حوادث فراوانی در آن به وقوع پیوسته، پیوند منطقی در بین آن­ها کمتر دچار گسست شده است و برخلاف اثر نامی هیچ حادثه باور ناپذیری در آن، اتفاق نیفتاده که  سبب سستی پیرنگ داستان شود.