فلسفه و فیلسوف از نگاه فارابی

نویسندگان

1 نویسنده مسئول، دانشیار، گروه حکمت و کلام اسلامی، دانشکدۀ الهیات و ادیان، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.30513/ipd.2025.6776.1591
چکیده

فارابی فیلسوفی بی‌همتا و بی‌نظیر و مفتخر به لقب «معلم ثانی» است. بی‌تردید افکار و اندیشه‌های او در فیلسوفان بعدی و در کل ماجرای فلسفۀ اسلامی تأثیرگذار بوده است. ابن‌سینا با خواندن اغراض ما بعد الطبیعة فارابی بود که به رموز فلسفه دست یافت و دربارۀ شخصیت فارابی می‌گوید: «باید به دیدۀ عظمت و بزرگی به فارابی نگریست.» شناخت فلسفه و فیلسوف ازنظر فارابی می‌تواند ما را با یکی از سرچشمه‌های اصلی فلسفۀ اسلامی آشنا سازد. فارابی فلسفه را ملکه و مادر علوم می‌داند و بر این باور است که مدینه و تمدن قائم به فلسفه‌اند و معتقد است فلسفۀ حقیقی به‌لحاظ زمانی مقدم بر شریعت است و لازم است دینداران در احکام دینی تابع فلسفه و دلیل و برهان باشند و به دلایل اقناعی متکلمان اکتفا نکنند و می‌گوید فلسفه محصول حس سعادت‌طلبی و فضیلت‌جوئی انسان است و برای نیل به آن باید فلسفۀ نظری و عملی را بیاموزد و غایت و فایدۀ فلسفه را کمال قوۀ نظری می‌داند و می‌گوید نام فیلسوف علامت و نشانۀ داشتن فضیلت نظری است. آنچه را نویسنده دربارۀ فلسفه و فیلسوف از نگاه فارابی بررسی و تحقیق نموده، حاصل تأمل و بررسی در متون خود فارابی است. ازجمله دستاوردهای این نوشته این است که فارابی برای برهان و یقین فلسفی جایگزینی نمی‌بیند و هدف او از تقدم فلسفه بر شریعت، تقدم زمانی است و نه ذاتی و درواقع هدفش تقدم فلسفه بر اندیشۀ دینداران است و نه تقدم فلسفه بر ماهیت نفس‌الامری دین. علاوه بر این، تفکیکی که فارابی میان فلسفه و حکمت قائل شده است، در میان فیلسوفان مسلمان بی‌نظیر و بی‌سابقه است و می‌توان گفت فارابی با به‌کارگیری عناوینی از قبیل «فلسفۀ مدنی»، «فلسفۀ سوفسطائی» و «فلسفۀ حقیقی» مبتکر اصطلاح «فلسفه‌های مضاف» است. این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی به انجام رسیده است.