تحلیل شیوههای انتقال در داستان رستم و اسفندیار
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرّس، تهران، ایران.
doi
10.22126/rp.2022.7881.1596چکیده
انتقال تمهیدی است برای انتخاب و کنار هم قراردادن صحنههای داستان و گذر از یک مکان، یک حالت، یک مرحله از تحول و یک نوع، به مکان، حالت، تحول و نوعی دیگر. هدف از انتخاب شیوه های گوناگون انتقال، دست یافتن به مؤثرترین و نمایشی ترین روش ارائۀ روایت داستان و برانگیختن واکنش مخاطب نسبت به متن است. این پژوهش از طریق شناسایی، توصیف و تحلیل انواع شیوههای انتقال و شرح کارکرد بلاغی آنها، به عنوان یکی از عناصر کلیدی در ایجاد روایتی منحصربهفرد از داستان، میتواند دلایل قدرت و تأثیر بلاغی روایت فردوسی را از داستان رستم و اسفندیار، توضیح دهد. نتایج این پژوهش نشان میدهد که انتقالهای مکانی از طریق فاصلهگذاری، حرکت و صدای شخصیت، ضمن حفظ ضرباهنگ و انسجام متن و تحرک بخشیدن به صحنه ها، در برانگیختن احساس همدلی خواننده بسیار تأثیرگذارند. کارکرد انتقالهای زمانی بدون تغییر مکان، حفظ تداوم و ایجاز متن و کارکرد بلاغی انتقال از طریق دروننگری و کانونیسازی، برملاکردن افکار و احساسات اشخاص داستان، تنوع و تحرک بخشیدن به صحنهها، ایجاد حس همدلی خواننده و ترغیب او به تأویل رویدادهاست. انتقالهای پیدرپی نماها و مینیاتوریشدن بعضی صحنه های مهم و کلیدی داستان، موجب تمرکز بیشتر خواننده بر اجزای گوناگون صحنه و همدلی بیشتر او با شخصیتهای داستان است.