نقش درختان در بازنمایی حافظۀ جمعی تروما در رمان صبحهای جنین
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد میانه، دانشگاه آزاد اسلامی، میانه، ایران.
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد میانه، دانشگاه آزاد اسلامی، میانه، ایران
doi
10.22126/rp.2023.6369.1326چکیده
صبحهای جنین نوشتة سوزان ابوالهوا داستانی را روایت میکند که ریشه در تاریخ معاصر دارد. حوادث مصیبتبار سال 1948، نکبت، به تبعید و جابهجایی شخصیتهای رمان صبح های جنین میانجامد. این جدایی از وطن که نقطه عطف رمان محسوب میشود، زمینه حوادث غمبار بعدی را فراهم می آورد. برای فلسطین، سال نکبت بهعنوان از ریشه کنده شدن تاریخ کهن و فرهنگ و جامعه فلسطین در یادها ثبتشدهاست. زخم عمیقی که حقّ بازگشت به خانه را در فلسطینیان به رؤیای ناممکن تبدیل ساخته است. جدایی از وطن و انقطاع رابطه انسان- زمین در محوریت این رمان مشهود است. حافظة جمعی در این مقاله به عنوان پاسخ به و نشانهای از یک شکاف، نقصان و کمبود مطرح شده است؛ جانشین، جایگزین، و یا تسکین برای آنچه که دیگر نیست. این جستار با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و با به کارگیری نظریة تروما و مباحث مربوط به حافظة جمعی، نقش نمادین و استعاری درختان به عنوان یکی از مظاهرطبیعت را در شکل دهی حافظة جمعی شخصیّتهای رمان صبحهای جنین بررسی مینماید. در این رمان درخت زیتون به طور خاصی مورد تأکید و توجه نویسنده بوده و مطابق نتایج کارکردهایی چون نماد مقاومت و پایداری میباشد که شاهد و ناظر بر ترومای فلسطینیان است. در تصویرسازی ابوالهوا از درختان، میتوان رشته های تجدیدخاطره نوستالژیک که بیان نارضایتی از وضع موجود است را دریافت.