بررسی مفهوم «دیگری» و «حضور و غیاب» در مجموعه داستان چشم سگ از عالیه عطایی ( بر اساس نظریه متافیزیک حضور ژاک دریدا)
نویسندگان
1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی ،دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.22126/rp.2023.8602.1712چکیده
یکی از مفاهیم مورد انتقاد دریدا در تفکر غربی، توجّه فراوان و توسل به متافیزیک حضور به منظور سرکوب و فراموش نمودن بخش غیاب (غیریت و تفاوت) است که همواره در حیات و تفکر انسانی وجود داشته و دریدا با انجام این نقد، زمینۀ خوانش متون را از زاویهای فراموش شده و پنهان پدید آورد. بخشی از متون که شایانی بحث و بررسی از این منظر را دارند، داستانها هستند که پژوهش حاضر در این راستا تلاش کرده است با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف درک و دریافت عوامل و بسترهای ایجاد حس «دیگری بودن» در شخصیتهای هفت داستان مجموعه داستان چشم سگ عالیه عطایی از نظریة متافیزیک حضور ژاک دریدا بهره بگیرد و با این شیوه روابط تقابلی و همچنین توجّه به غیاب از نگاه نویسنده و خواننده را مورد بررسی قرار دهد. اهمیت این پژوهش را میتوان از خلال نشان دادن شیوهای دیگر از خوانش و کشف شکافها و وجوه غایب متنی که امکان بینش جدیدی را برای مخاطب فراهم میسازد، جستجو کرد. نتایج پژوهش نشان میدهد که در این هفت داستان عوامل گوناگونی ایجاد کنندة مفهوم «دیگری» است که از جملة آنها مهاجرت و تفاوتهای فرهنگی است که تقابلهایی را نیز به وجود می آورد. نویسنده نیز با توجه به دو فرهنگی بودن و بهره داشتن از هر دو سویة حاضر و غایب (ایرانی- افغانستانی) تمام تلاش خود را به کار برده است تا از هر دو سو، داستانها را روایت کند و این جابه جایی سویه غایب و حاضر در روایت و از زبان شخصیتها به خوبی مشهود است.