تلفیق اصول رشد هوشمند و استراتژی توسعۀ میان‌افزا در شناسایی ظرفیت‌‌های کالبدی توسعۀ درونی شهر (مطالعۀ موردی: منطقۀ 3 تبریز)

نویسندگان

1 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده برنامه‌ریزی و علوم‌محیطی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشکده برنامه ریزی و علوم محیطی،دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

doi
10.22111/gdij.2019.4886
چکیده

توسعۀ میان‌افزا که بخش اساسی رشد هوشمند شهری است، درواقع راهکاری عملی برای جلوگیری از گسترشکالبدی شهر در زمین‌های توسعه‌نیافتۀ پیرامون شهری و نواحی سبز روستایی و توسعۀ زمین‌های خالی و متروکۀداخل مناطق شهری است و به‌نوعی حمایت‌کنندۀ احیا و تجدید حیات شهری است. تلاش‌‌های زیادی برای برطرف‌ساختن اثرات منفی گسترش پراکندۀ شهرها به عمل آمده که عمده‌ترین آن‌ها راهبرد رشد هوشمند است. پژوهش حاضر با ماهیت توسعه‌‌ای‌‌کاربردی و روش توصیفی-تحلیلی با بهره‌گیری از روش‌‌های کمّی و آماری ازجمله رگرسیون چندگانه، معادلات ساختاری و تحلیل چند‌متغیّرۀ فازی بر پایۀ سیستم اطلاعات جغرافیایی،  GISبه بررسی میزان و اولویت‌بندی شاخص‌‌های رشد هوشمند شهری در منطقۀ 3 کلان‌شهر تبریز پرداخته‌است. داده‌‌های مورد‌نیاز با استفاده از مطالعات کتابخانه‌‌ای و بررسی میدانی در سطح خانوار گرد‌‌آوری شده و حجم نمونهطبق فرمول کوکران معادل 373 خانوار برآورد شد. در‌مجموع تعداد 26 شاخص رشد هوشمند شهری در قالب 3 شاخص مکنوناجتماعی، کالبدی و زیست‌محیطی مورد بررسی قرار گرفتند. با استفاده از آزمون بارهای عاملی در نرم‌افزار  LISRELشاخص‌‌های آشکار براساس درجه اهمیت و تأثیرگذاری اولویت‌بندی و خلاصه‌سازی ‌شده و برای تهیۀ نقشۀ شاخص‌‌های مؤثر، از مدل منطق فازی در قالب سیستم اطلاعات جغرافیایی  (GIS)استفاده شده‌است. نتایج تحقیق حاکیآن است که همۀ قسمت‌‌های منطقۀ 3 کلان‌شهر تبریز برای رشد هوشمند یکسان نیست. از سوی دیگر، در بین شاخص‌‌های رشد هوشمند، به‌ترتیبِ درجه اهمیت، می‌‌توان گفتشاخص اجتماعی با 66/0درصد، شاخص کالبدی 8/20 درصد، شاخص زیست‌محیطی با مقدار 1/13درصد، در تبیین رشد هوشمندی کل منطقۀ مطالعاتی نقش داشته‌‌اند که نشانگر مهم‌بودن شاخص اجتماعی نسبت‌به سایر است و درنهایت با ارائۀ پیشنهادهایی، بر تقویت شاخص‌‌های مؤثر براساس اولویت آن‌ها تأکید شد.