نحوۀ به‎کار‎گیری شگردهای زمانِ روایی در رمان لم‌یزرع بر مبنای نظریه ژرار ژنت

نویسندگان

1 استادیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات علوم انسانی، دانشگاه ولی‌عصر (عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ولی‌عصر (عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران.

3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات علوم انسانی، دانشگاه ولی‌عصر(عج) رفسنجان، رفسنجان، ایران.

doi
10.22126/rp.2022.7467.1519
چکیده

زمان روایی ‌‌و ‌‌لایه‌‌های ‌‌مختلف ‌‌زمان، ‌‌در ‌‌ادبیات ‌‌داستانی، کارکرد‌های بسیار ‌‌متنوعی دارد. ‌‌در این بین، یکی از آثار داستانی که رویکردی متمایز به انواع شگردهای روایی به ویژه استفاده ‌‌از ‌‌لایه‌‌های ‌‌مختلف ‌‌زمان روایی داشته، رمان لم‌یزرع محمدرضا بایرامی است. از آن­جا که عنصر «زمان» عاملی تعیین‎کننده در ساختار روایت این اثر است و در حوزۀ نقد آثار ادبی می‌گنجد؛ ‌‌در ‌‌این ‌‌پژوهش، ‌‌نویسندگان ‌‌با ‌‌روش ‌‌استقرایی، ‌‌مؤلفه‌‌های ‌‌زمان ‌‌روایی ‌‌را ‌‌در ‌‌سه ‌‌مقولۀ ‌‌نظم و ترتیب، ‌‌تَداوم ‌‌و ‌‌بَسامد بر مبنای نظریه ژرار ژنت ‌‌در ‌‌رمان  لم‌یزرع، ‌‌مورد ‌‌بحث ‌‌و ‌‌بررسی ‌‌قرار ‌‌داده‌‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در این داستان، ‌‌گذشته ‏نگری ‌‌به ‌‌عنوان ‌‌وجهِ ‌‌غالب، ‌‌ابزار ‌‌اصلی ‌‌سبک ‌‌روایی ‌‌بایرامی ‌‌به‌شمار‌ ‌‌می‏رود و ‌‌گذشته ‏نگری ‌‌درونی، ‌‌با ‌‌مرور ‌‌ذهنیِ ‌‌خاطرات شخصیّت‌ ‌‌اصلی، ‌‌اغلب ‌‌برای ‌‌ترسیم ذهنیت او ‌‌استفاده ‌‌شده‌ ‌‌است؛ و زمان‏پریشی ‌‌آینده‏نگر، ‌‌تصویرگر ‌‌آشفتگی‏ها ‌‌و ‌‌دغدغه‏ های ‌‌شخصّیت‏های ‌‌داستان ‌‌است. هم­چنین ‌‌محمدرضا بایرامی، از «‌‌شتاب ‌‌مثبت» ‌‌که ‌‌اصلی‏ترین ‌‌مؤلفۀ ‌‌آن ‌‌«گفتگو» ‌‌است، ‌‌برای معرفی ‌‌شخصیّت‏ها ‌‌استفاده ‌‌می ‏کند. ‌‌بسامد ‌‌مفرد، ‌‌دیگر ‌‌عنصر ‌‌روایی ‌‌غالب ‌‌در ‌‌رمان ‌‌است ‌‌که ‌‌نویسنده از آن برای ‌ ایجاد ‌‌شتاب ‌‌مثبت‏ استفاده کرده ‌‌است. ‌‌بسامد ‌‌مکرر ‌‌و ‌‌بسامد ‌‌بازگو ‌‌نیز ‌‌برای ‌‌تأکید ‌‌بر ‌‌عادات رفتاری، از دیگر شگردهای سبک روایی نویسنده است