نقش ارتباط واسطه‌ای اضطراب درد با مؤلفه‌های روان‌تنی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سردرد میگرنی: تحلیل مسیر

نویسندگان

1 1 -دانشیار، گروه روانشناسی سالمت، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

2 4 -استادیار، گروه ایپدمیولوژی وآمار زیستی، دانشکدهی بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

3 5 -استاد، گروه داخلی اعصاب، دانشکدهی پزشکی و مرکز تحقیقات علوم اعصاب، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

4 2 -دانشجوی کارشناسی ارشد ،گروه روانشناسی سالمت، دانشکدهی پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

5 3 -استاد، گروه روانشناسی سالمت، دانشکدهی پزشکی و مرکز تحقیقات علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران

doi
چکیده

مقدمه: سردرد‌های میگرنی، یکی از اختلالات روان‌تنی است که با واسطه‌گری مشکلات روان‌شناختی، کیفیت زندگی و عملکرد عمومی بیماران را به شدت مختل می‌کند. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی‌گری اضطراب درد در ارتباط بین مؤلفه‌های روان‌تنی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به میگرن بود. روش‌ها: در این مطالعه‌ی مقطعی، 250 بیمار مبتلا به میگرن، بر مبنای ملاک‌های ورود و خروج، از بین افراد مبتلا به میگرن مراجعه‌کننده به کلینیک درد و نورولوژی وابسته به علوم پزشکی اصفهان در سال 1399 به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. در موقعیت مناسب روان‌شناختی، پس از توجیه آن‌ها از اهداف تحقیق، پرسش‌نامه‌ی ۲۶ سؤالی کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (World Health Organization's Quality of Life یا WHOQOL-BREF)، فرم کوتاه مقیاس نشانگان اضطراب مرتبط با درد (20-Pain Anxiety Symptoms Scale یا PASS-20) و همچنین، پرسش‌نامه‌ی مؤلفه‌های تشخیصی- پژوهشی روان‌تنی (Diagnostic Criteria for Psychosomatic Research یا DCPR) تکمیل گردید. یافته‌ها: بین مؤلفه‌های روان‌تنی و اضطراب درد با ابعاد کیفیت زندگی همبستگی منفی مشاهده شد. همچنین، مؤلفه‌های روان‌تنی به طور غیر مستقیم با ابعاد کیفیت زندگی و اضطراب درد نیز به طور مستقیم با ابعاد کیفیت زندگی ارتباط داشت. بر اساس یافته‌ها، مدل پیشنهادی تحلیل مسیر متغیرها دارای برازش مناسبی بود. نتیجه‌گیری: نتایج به دست آمده از پژوهش‌ حاضر، سهم برخی عوامل زیربنایی روان‌شناختی در پدید آمدن و تداوم سردرد را تبیین می‌کند و تدوین بسته‌های مداخله‌ای روان‌شناختی مبتنی بر مدل تبیینی را جهت ارتقای کیفیت زندگی بیماران مبتلا به میگرن پیشنهاد می‌نماید.