نقد مواجهۀ فیزیکالیسم با مسئلۀ تغییر بدن در برهان اینهمانی شخصی
نویسندگان
1 استادیار، گروه فلسفۀ علوم انسانی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران.
doi
10.30513/ipd.2024.6238.1546چکیده
تجرد نفس و ذهن و متمایز بودن آن از بدن یا مغز، از مباحث مهم در انسانشناسی است که آثار متعددی در معرفت فلسفی و دینی دارد. از استدلالها بر دوگانهانگاری جوهری، برهان «اینهمانی شخصی» است که فلاسفۀ اسلامی و غربی به آن پرداختهاند. در مقابل، فیزیکالیستها سعی در نقد این برهان و ارائۀ تصویری مادی از استمرار نفس در طول حیات دارند. آنها در این راستا به ثابت بودن نورونهای مغزی و وحدت ساختاری یا کارکردی بدن یا مغز در طول حیات اشاره میکنند و یا استمرار فضا-زمانی بدن کشآمده را ملاک اینهمانی قرار میدهند. نوشتار حاضر ابتدا با بهرهگیری از یافتههای جدید در بیولوژی مولکولی و عصبشناسی، سعی در تقویت بنیۀ تجربی این استدلال دارد و سپس با پدیدارشناسی اینهمانی شخصی و بهکارگیری مبانی فلسفی و تحلیلی (مثل تفکیک بین وحدت حقیقی و اعتباری و تفکیک بین یای تردید و یای تعریف) سعی در پاسخگویی به انتقادات فیزیکالیستی دارد.