بازتاب جلوههای پولیفونیک در رمان أفراح القبة نجیب محفوظ بر اساس نظریه باختین
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
4 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
doi
10.22126/rp.2023.8396.1685چکیده
اصطلاح «چند صدایی» ابتدا در موسیقی مطرح شد و پس از آن توسط باختین در نیمة نخست قرن بیستم به عرصههایی چون نقد و مطالعات ادبی و هنری راه یافت. عنصر اصلی فضای چندصدایی، منطق گفتگویی و فلسفه رمانهای چندصدایی، احترام گذاشتن به دیگری و رفتارها و نگرشهای اوست. همچنین به چالش کشیدن گفتمانهای غالب، تقویت تفکر انتقادی و پرورش برخورداری از نگاههای متفاوت از زاویهها و با شکلهای مختلف به جهان و مسائل آن و مشارکت دادن خواننده در فرآیند تفسیر متن و کشف معنا نیز از دیگر اهداف چندصدایی است. نجیب محفوظ یکی از بزرگترین رماننویسان معاصر است که علاوه بر بهکارگیری شیوههای سنتی در عرصة رماننویسی به روشهای جدید رماننویسی نیز نظر داشته است. «چندآوایی» یکی از تکنیکهایی است که نجیب محفوظ از آن بهره برده و ازجمله رمانهای وی که با بهرهگیری از این روش به قلم درآمده، رمان أفراح القبة است. نگارندگان کوشیده اند با دقت در مؤلفه های «چندآوایی» باختین، رمان مذکور را مورد بررسی و تحلیل قرار داده و شیوهها و عناصری که این اثر را گفتگومند و چندصدا میسازند، بیابند. برآیند مقاله حاکی از آن است که وجود مؤلفههایی همچون تعدّد روایتها، تغییر ناگهانی زاویه دید، ساختار مفاهیم متقابل، چندآوایی در میان اقشار اجتماعی رمان، حضور شخصیتهای متفاوت و متضاد در یک شخص و چند زبانی، دلیلی بر چندصدا بودن رمان أفراح القبة است. نویسنده از طریق پرداختن به دیگری و روایتهایی که هر شخصیت از شخصیت دیگر ارائه میدهد شناخت خواننده از شخصیتهای داستانی رمان را افزون ساخته و او را از رویکرد انتقادی نویسنده نسبت به اوضاع جامعه آن روزگار آگاهتر میسازد. این اثر به دلیل پرداختن به موضوعی اجتماعی که در بردارندة مسائلی چون محرومیت، حاشیه نشینی و آسیبدیدگان اجتماعی است کوششی برای به مرکز درآوردن دیگری است. تحول شخصیتی راویان نیز که خود در بطن حوادث قرار دارند، حاصل رویارویی آنان با دیگری است.