بررسی و نقد نظریۀ تجدد امثال
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
2 دانشیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران.
doi
10.30513/ipd.2025.6094.1529چکیده
تغییر و تحول در میان موجودات امری آشکار است که هر کسی با مشاهدۀ جهان پیرامون خویش بهعیان درمییابد و ازآنجاکه این تحولات، حکمی از احکام مرتبهای از موجودات است، تفسیر آن به عهدۀ علوم کلی نظیر فلسفه و عرفان است. اگرچه اصل مطلب یعنی تغییر موجودات روشن است، اما در تبیین نحوۀ این تغییرات نظریات متفاوتی ارائه شده است. نظریۀ تجدد امثال به معنای اعدام و ایجاد آنبهآنِ ماسویاللّه، یکی از این نظریات است که عرفا مطرح کردهاند. قائلین به این نظریه، علاوه بر ادعای شهود این امر، با استناد به برخی آیات قرآن نظیر «کلّ یوم هو فی شأن»، «بل هم فی لبس من خلق جدید» و یا با استناد به برخی قواعد عرفانی نظیر «عدم تکرار تجلیات الهی» درصدد اثبات این نظریهاند. ازآنجاکه تمام عالم از نظر عرفا تجلیات و تعینات حقیقت واحد وجود است، این تجلی در هر آن معدوم شده و در آنِ بعد با تجلی دیگری ظاهر میگردد. در این پژوهش که با روش انتقادی ـ تحلیلی انجام گردیده، نشان داده شده است که این نظریه با اشکالات جدی نظیر از بین رفتن وحدت شخصی متجدد، عدم تمایز میان موجود مجرد و مادی و زوال وحدت فردی در معاد روبهروست.