تحلیل داستان شیخ صنعان براساس روایت‌شناسی کلود برمون

نویسندگان

1 استاد، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

doi
10.22126/rp.2022.8361.1674
چکیده

واکاوی ساختار حاکم بر اشکال روایی داستان، یکی از راه‌های بررسی عناصر روایت، از دیدگاه نظریه‌پردازانِ ساختارگرای روایت‌شناس است که زمینه‌های دریافت ماهیت ادبیات را فراهم ساخته و به گسترش الگوهای پردازشِ آثار ادبی، کمک می‌کند. این پژوهش به بررسی و تحلیل داستان شیخ صنعان که در مثنوی منطق‌الطیر عطار آمده، بر پایۀ نظریۀ ساختاری کلود برمون می‌پردازد که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. از نظر برمون، پی‌رفت عنصر اصلی روایت است که هر داستان بر پایة پی‌رفت‌های موجود، تحلیل می‌شود. هر پی‌رفت بر مبنای سه کارکرد امکان، فرآیند و پیامد شکل می‌گیرد. داستان شیخ صنعان با داشتن هفت پی‌رفت و سه توالی زنجیره‌ای، انضمامی و پیوندی با الگوی روایتی برمون منطبق است و شیخ صنعان با تغییر حالت کنشگری به کنش‌پذیری و بالعکس، به عنوان قهرمان داستان به خوبی ایفای نقش می‌کند و با کمک شخصیت‌های یاریگر در مسیر داستان، پیروز می‌شود که این نشان از هنرمندی عطار در شیوۀ روایت‌پردازی و ساختار نظام‌مند داستان شیخ صنعان است.