تحلیل شخصیتهای رمانهای بلقیس سلیمانی بر پایه نظریه انیاگرام (با تکیه بر رمانهای دهه 80 بلقیس سلیمانی )
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه زبان وادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
4 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22126/rp.2022.7357.1500چکیده
یکی از شاخههای مهم و اصلی رویکرد نقد روانشناسی در ادبیات شخصیتشناسی است و یکی از موضوعات مطرح در روانشناسی شخصیت، مبحث تیپشناسی است. یکی از این نظریهها نظریة انیاگرام است. «دانش انیاگرام» به بررسی ۹ نوع مختلفِ ارتباطات کاری و عاطفی انسانها میپردازد. هر یک از این ۹ الگو، علائق، نگرانیها و درگیریهای درونی خاص خود را دارند و با طیف وسیعی از تفکرات روانشناسی نوین هماهنگ هستند؛ اما در انیاگرام به جای پرداختن به مسائل آسیبشناختی و درمانی، حالتهای طبیعی و متعالی افراد شرح داده میشود. در این پژوهش با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی رمانهای نویسنده منتخب ایرانی، بلقیس سلیمانی، بررسی شده، به مطالعه و تطبیق تیپهای شخصیتی انیاگرام در رمانها پرداخته شده است. سلیمانی نویسندهای است که همواره شخصیتهای خود را از عامیترین طبقات انتخاب میکند و درنتیجه میتوان اعماق روح و ذهن آنها را دریافت و با کنشها و واکنشهای آنان وارد حیطههای روانشناسی شد. وی در این داستانها در تلاش است تا شخصیتهای زن و مرد را بهگونهای کنار هم مهرهوار قرار دهد تا بتوانند یکدیگر را بسازند و درنتیجه شخصیتهایی میبینیم که تیپهای انیاگرام را پوشش داده، قابل کنکاش در حیطههای روانشناسی هستند.