بررسی تقابل‌های دوگانه در رمان بادبادک‌باز از خالد حسینی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده مدیریت و علوم انسانی. دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار، چابهار، ایران.

2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

3 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار، چابهار، ایران

doi
10.22126/rp.2023.9046.1763
چکیده

بررسی تقابل‌ها و جفت‌های متضاد از اصلی‌ترین روش‌های ساختارگرایی ادبی است. براساس این نظریه، ذهن آدمی برای شناخت دنیای پیرامون خود همه­چیز را به دو دستۀ خوب و بد، مثبت و منفی تقسیم می‌کند. این قاعدۀ ساده در تحول ذهن به لایه‌های پنهان زبان رانده می‌شود و هنرمند در خلق اثر ادبی، ساحت‌های مختلفی از تقابل‌ها را در معنای سخنش بازتولید می‌کند. تقابل­های دوگانه یکی از محوری­ترین بن­مایه­ها در رمان بادبادک­باز خالد حسینی است. نویسنده، خمیرمایة لازم را برای ایجاد بافت داستانی از آن گرفته­است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی تقابل­ها در این رمان پرداخته­است: نویسنده در بخش تقابل‌های قومی و مذهبی، با رویارویی قوم پشتون‌های سنی مقابل هزاره‌های شیعه به‌خوبی توانسته­است به افکار نژادپرستانه در جامعة افغانستان اشاره و به­طور غیر‌مستقیم از آن انتقاد کند؛ در تقابل مکانی و زمانی با مقایسه جامعه آزاد امریکا درمقابل افغانستان متعصب به­ بیان محرومیت مضاعف آن در یک دنیای نابرابر می­پردازد. تقابل اشخاص داستان در توصیف کسانی چون امیر پشتونی تاجرزاده و حسن هزاره­ای نوکرزاده به اختلاف طبقاتی فاحش در افغانستان اشاره دارد و با ذکر تقابل‌های درون فردی، مثل عدم ثبات روانی امیر به رویارویی عقل و عاطفه می­پردازد. ساختار بادبادک­باز سرشار از تقابل­های ژرف­ساختی و روساختی است که می­توان‌ آن را ماتریسی از تقابل‌ها دانست. شاخص­ترین آنها تقابل بین عقل و احساس است که سراسر داستان را به تراژدی نزدیک می­کند.