معراج سلطانمحمد و ﺑرگرفتگی آن در سه نقاشی معاصر ایران با رویکرد بیشمتنیت ژنت
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه پژوهش هنر، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران.
2 دانشیار، گروه زبان شناسی و نشانه شناسی، دانشگاه شهید بهشتی رییس دانشگاه استاد فرشچیان
3 دانشیار دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
4 عضو هیئت علمی پژوهشکده فرهنگ و هنرجهاد دانشگاهی
doi
10.22070/negareh.2020.5312.2456چکیده
مروری بر تاریخ هنر نقاشی نشان از توجه هنرمندان به دیگر آثار هنری از پیش موجود و اقتباس و الهام یا کپیبرداری از آنها دارد. این امر به دلایل مختلفی انجام میپذیرد که از مهمترین آنها میتوان به شیوههای آموزش و تجربهاندوزی یا نقد و تفسیر اشاره کرد. هنرمندان و نقاشان معاصر ایرانی نیز امروزه با الهام از دیگر آثار هنری به ویژه نگارگری سنتی به خلق آثار نوین میپردازند که میتواند عاملی در پیوستگی هنر معاصر با هنر سنتی ایران و انتقال مضامین و تجارب و سنتهای هنری گذشتگان باشد. هدف از این پژوهش بررسی نحوه برگرفتگی سه نقاش معاصر از نگاره معراج سلطانمحمد تبریزی و تجارب و مضامین به کاربرده شده ایشان برای خلق اثرو معنای نوین از این نگاره است و به این پرسشها پاسخ میدهد: چه رابطهای میان نگاره سلطانمحمد و آثار اقتباس شده از آن وجود دارد؟ روابط بیش متنی در هر یک از این آثار از چه سازوکاری برخوردار است و چگونه معنای جدید تولید کرده اند؟ برای این منظور از روش بیشمتنیت ژنتی و گونهشناسی این روابط استفاده خواهد شد تا بتوان به مطالعه، تدقیق و تحلیل نمونههایی از هنر معاصر ایران پرداخته و از ویژگیهای آن رمزگشایی کرد. روش تحقیق توصیفی تحلیلی بوده و با گردآوری اطلاعات از طریق منابع اسنادی و مطالعهٔ کتابخانهای و نیز مشاهده مستقیم آثار هنری صورت پذیرفته است. در نهایت مشخص میشود که نقاشان معاصر با الهام و برگرفتگی از یک نگاره و تغییر در کیفیت و کمیت آن و با بهرهگیری از دادههای همزمانی، میتوانند آثار متعدد و نوینی در قالب و سبک شخصی خود بیافرینند که ضمن پیوند با سنت نگارگری ایرانی اسلامی، بازتاب دغدغهها و جهانبینی هنرمندان معاصر باشد.