در مسیر «ما» با آنها؛ ساخت نشانهمبنای داستان «ملخ» اثر هوشنگ گلشیری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
3 دانشیار، گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22126/rp.2023.8197.1682چکیده
عناصر موجود در متن داستان شبه سفرنامهای ملخ، در ساحت پدیداری- اعم از زاویة دید و ایماژ- عموماً ساختی موازی دارند و این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی قصد دارد با بررسی نشانههای موجود در داستان، ساختار این دلالتهای موازی را تبیین کند. برای دستیابی به این منظور، از رمزگانی که دانیل چندلر آنها را طبقهبندی و ارائه کرده، استفاده شده است. تکنیک غالب در بخش رمزگان متنی، نگاه به توازیهای تصویری داستان بودهاست و در ذیل رمزگان اجتماعی عناصر فولکلوریک و ارجاع به جغرافیا، تاریخ و فرهنگ منطقۀ رویداد روایت مدّنظر بودهاست. نتیجه اینکه در روساخت داستان، انتخاب زاویۀ دید اول شخص جمع در کنار تصویرهای موازی در طول داستان، تقابلهای ظاهری روایت را شکل دادهاند که با محتوا هماهنگی تام دارد و در بخش فرامتنی، انعکاس رخداد محوری یکجانشینکردن عشایر که باعث برهم خوردن نظم زندگی آنها شده، در تمام بخشهای روایت از ابتدا تا انتها جاری و قابل مشاهده است.