بررسی مفهوم چندصدایی و گفتگومندی میخائیل باختین در نگارههای رضا عباسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس.
2 دانشیار دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس.
doi
10.22070/negareh.2020.5267.2440چکیده
رضا عباسی، نگارگر مطرح مکتب نقاشی اصفهان، از معدود نگارگران ایرانی است که در حالیکه بهعنوان «نقاش مردمی» به جامعه و مردم عادی توجه دارد بهعنوان «نقاش درباری» در دربار صفوی تصویرگر سفارشات درباری و پیکره شاهان و اشراف است. از سوی دیگر میخائیل باختین، نظریهپرداز روس قرن بیستم، ایده «متون چندصدا و گفتگومند» را در مقابل «متون تکصدا» ارائه کرد. در نظر باختین متون چندصدا و گفتگومند غالباً در شرایط استبداد و خفقان گفتگو در جامعه بهجهت نقد واقعیت استبدادگونه، تمامیتخواه و تکصدا که مسبّب نابودی گفتگو در جامعه شده است خلق میشوند تا بهطور موقت چنین تضادهای اجتماعی و طبقاتی را بهحالت تعلیق درآورد. احتمال میرود در برخی از آثار رضا عباسی شاهد فضای تعاملی، چندصدا و گفتگومند باشیم که برای نخستینبار در سنت نقاشی ایرانی ظهور مییابد. ازاینرو موضوع این پژوهش بررسی مفهوم چندصدایی و گفتگومندی میخائیل باختین در آثار رضا عباسی است و هدف از آن شناخت قابلیتهای نگارگری ایرانی در تطابقپذیری و تفسیر براساس نظریهها و مفاهیم فلسفی معاصر است. سؤالات تحقیق عبارتند از: 1. چندصدایی و گفتگومندی در آثار رضا عباسی چگونه است؟؛ 2. اوضاع اجتماعی عصر صفوی چگونه بر ماهیت چندصدایی و گفتگویی آثار رضا عباسی تأثیر گذاشت؟؛ 3. هدف رضا عباسی از ارائه تصاویر چندصدایی و گفتگومند چیست؟ با توجه بهاینکه تاکنون آثار رضا عباسی با این دیدگاه نظری مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته است، لذا پژوهش در این زمینه ضروری مینماید. این پژوهش بهلحاظ هدف در زمره پژوهشهای توسعهای قرار دارد و براساس ماهیت و روش، توصیفی–تحلیلی است. روش گردآوری اطلاعات بهشیوه اسنادی (کتابخانهای) و با استفاده از ابزار فیش است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات کیفی و با رویکرد ایده چندصدایی و گفتگومندی میخائیل باختین است.این پژوهش نشان میدهد که مهمترین ویژگی چندصدایی و گفتگومندی در آثار رضا عباسی تضاد و دوگانگی است که در قالب حضور همزمان پیکرههای عامه با پیکرههای درباری و اشراف ظهور میکند. از آنجا که از میان پیکرههای عامه، دراویش، شیوخ و کُتّاب بهعنوان شخصیتهای ثابت و پایدار نگارهها حضور دارند و سبب ایجاد فضای تعاملی و گفتگویی در نگارهها میشوند، این پیکرهها در ارتباط با پیکرههای درباری ممکن است چهار نقش «نظارهگر»، «پیر و مرید»، «راوی» و «مغازلهگر» داشته باشند. مهمترین تأثیری که شرایط اجتماعی عصر صفوی بر رضا عباسی گذاشت، ترک یکباره دربار شاه عباس و پیوستن او به مردم عامی و کوچه و بازار بود. افرادی که یا در جامعه عصر صفوی جایگاه اجتماعی خاص و مهمی نداشتند یا اینکه که بهسبب شرایط و اوضاع اجتماعی و سیاسی کاملاً مطرود و منفور شمرده شده بودند. این گروههای اجتماعی در لایههای مخفیتر جامعه زیست میکردند و صدای آنها جزء صداهای مسلط و غالب در گفتمان رایج و رسمی جامعه عصر صفوی نبود. ازاینرو میتوان گفت که دورههای زمانی فعالیت هنری رضا عباسی، که متأثر از شرایط اجتماعی دوران اوست، میتواند بر ماهیت گفتگومندی و چندصدایی آثار او نیز تأثیرگذار باشد. تعداد آثار گفتگومند و چندصدایی رضا عباسی در دوره سوم نسبت به دوره اول و دوم او بیشتر است، بعد از آن بیشترین تعداد تصاویر گفتگومند مربوط به دوره زمانی اول فعالیت هنری اوست و تعداد تصاویر در دوره دوم یعنی دوره کنارهگیری او از دربار در کمترین حد ممکن(0 %) است. هدف رضا عباسی از خلق ایندست از تصاویر، بیان ضدیت با حکومت و قدرت مسلط بوده است که عرصه نبردی میان نیروهای مرکزگرا یا تکگویانه در قالب پیکرههای درباری با نیروهای مرکزگریز یا چندگویه در قالب پیکرههای درویشی است.