استفاده از نشانه ها و نمادهای ژئوکالچری در طراحی صحنه های تیٔاتر با تاکید بر نظریات یونگ
نویسندگان
1 استادیار گروه معماری، واحد شهرکرد، دانشگاه آزاد اسلامی، شهرکرد، ایران
doi
10.22034/jgeoq.2025.498061.4206چکیده
در این مقاله به بررسی نقش محوری نشانه ها در طراحی صحنه تئاتر و ارتباط نظریه روانکاوانه یونگ در مورد ناخودآگاه جمعی و کهن الگوها پرداخته شده است. نگارنده از طریق تجزیه و تحلیل مقایسه ای دو نمایشنامه نمادین، "رویای شب نیمه تابستان اثر ویلیام شکسپیر و مرگ فروشنده اثر آرتور میلر، بررسی می کند که چگونه عناصر طراحی تئاتر تاثیرات روانی و عاطفی عمیق تری را منتقل می کند. این مقاله استدلال میکند که کدهای بصری به کار رفته در این آثار نه تنها روایت را تقویت میکنند، بلکه مضامین جهانی را که فراتر از زمان و فرهنگ هستند، تداعی خواهند کرد. در رویای شب نیمه تابستان، استفاده هوشیارانه از نور، رنگ و ترتیبات فضایی، کشمکشهای درونی و دگرگونیهای جادویی شخصیتها را به تصویر میکشد که بر اساس نقوش کهنالگوی عشق و هویت است. برعکس، در طراحی صحنه در تاتر «مرگ فروشنده» از واقعگرایی آشکار و وسایل نمادین استفاده شده است تا مبارزات قهرمان داستان با جاهطلبی و واقعیت را منعکس کند، و نقدی تلخ از رویای آمریکایی را بیان کند. از طریق این مطالعات موردی، بیان شد که چگونه ادغام مفاهیم یونگ در طراحی صحنه تئاتر میتواند درک غنیتری از رویکرد احساسی شخصیت به مخاطب ارائه دهد، و در نهایت شکاف بین هنر بصری و عمق روانشناختی در داستانگویی را پر کند. این کاوش از کاربرد گستردهتری از نشانهها و نمادها در تئاتر حمایت میکند و طراحان و دست اندرکاران معاصر را تشویق میکند تا از این ابزارها برای افزایش تعامل عاطفی و پیچیدگی روایت استفاده کنند.