بررسی ظرایف معنایی در هفتپیکر بر پایه تحلیل لایه واژگانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری، ایران، سبزوار.
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری، ایران، سبزوار.
3 دانشیار زبان وادبیات فارسی ، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه حکیم سبزواری، ایران، سبزوار.
doi
10.22126/rp.2022.6561.1358چکیده
در آثار برجستة ادبی، ظرایف هنریِ خاصی در نحوة کاربرد واحدهای زبانی در لایههای مختلف وجود دارد. هفتپیکر نیز از آثار کمنظیری است که در سطوح مختلف آن از ظرفیتهای زبانی و شگردهای بلاغیِ متنوعی در جهت انسجام متن و تقویت محتوا استفاده شدهاست. بعضی از تمهیدات زبانی در لایة واژگانی، نوعی تشخّص سبکی را در این اثر ایجاد میکند. اثرِ ادبی متشکّل از لایههای درهم تنیده است؛ از این رو تحلیل متن هفتپیکر با رویکرد سبکشناسی لایهای شیوة مناسبی برای کشف ظرفیتهای زبانی و کارکردِ هنریِ واحدهای زبانی است. از آنجا که محتوای یک اثر، ائتلافی از معانی واژهها است و لایة واژگانی کابردیترین لایه در کشف سبک، ظرایف معنایی و جهانبینی شاعر است. واکاوی و تحلیل لایة واژگانی در کشف ظرفیتهای زبانی و پیوند هنری زبان و معنا بسیار کارآمد است. روش تحقیق در این پژوهش روش تحلیلی-توصیفی که به شیوه استقرایی فراهم آمده است. در این پژوهش سعی بر آن است که با بررسی لایة واژگانی به ویژه هنرِ واژهگزینی، کارکردهای هنریِ این سازة زبانی در ایجاد وسعت معنایی و نحوة تولید و انتقال مفاهیم مشخص گردد. سراینده به منظور ایجاد شیوهای نوبنیان در زبان، از ظرفیتهای متعددی در لایة واژگانی بهرهمیبرد. همخوانی زبان و شخصیت راوی، انباشتهای واژگانی، تناسب واژه با نوع ادبی، پیوند با فرامتن، آفرینش تصاویر ژرفساختی، پیوند واژههای نشاندار با عناصر داستانی، وجوه معنایی در التزام واژه نمونههایی از این تمهیدات زبانی در سطح واژگان است که سبب پیوند هنری زبان و معنا میگردد.